توسل حضرت موسی و اقرار به ولایت ائمه علیه السلام

فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ (  سورة الشعراء الایة : 63 ) پس به موسى وحى كرديم :  با عصاى خود بر اين دريا بزن .  تا از هم شكافت ، و هر پاره‌اى همچون كوهى سترگ بود .

 

از حضرت امام عسكرى عليه السّلام در تفسير آیه فوق نقل شده است كه فرمودند: وقتى كه موسى به لب دريا رسيد از طرف خداوند به او وحى رسيد كه به بنى اسرائيل بگو تجديد و تازه كنند اقرار به وحدانيت و يگانگى من و ايمان بياورند در قلب خود به نبوت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و تكرار كنند بر نفس خود ولايت على عليه السّلام و ائمه علیهم السلام از اولاد او را و بگويند خداوندا بجاه محمد و آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ما را از اين دريا به سلامت عبور بده تا آب شكافته شده ؛ زمين نمايان گردد تا عبور نمائيد.  موسى به آنها گفت اين ذكر را بگوئيد و از آب عبور كنيد گفتند ما از مرگ و شر فرعونيان فرار نموده و به اين جا آمده ‏ايم اينك مي خواهى به اين كلمات ما را فريب داده و در دريا غرق كنى و از مرگى كه گريخته بوديم به دست مرگ ديگرى بسپارى.

كالب بن يوحنا بر اسبى سوار بود گفت اي موسى آيا خدا ترا امر نموده كه به ما بگوئى، اگر ما اين كلمات را بگوئيم از اين دريا به سلامت عبور خواهيم نمود و تو اى پيغمبر خدا ما را به اين كار امر مي دهى.  فرمود آرى.  كالب ايستاد و توحيد خداوند و نبوت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ولايت على عليه السّلام و ائمه را تجديد و تكرار نموده و گفت:  خدايا بجاه محمد و آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرا از روى اين آب عبور بده و اسب خود را به ميان آب براند.  ناگاه دريا مانند زمينى شد در زير پايش و عبور نموده به خشكى رسيد باز از آن طرف برگشت و رو ببنى اسرائيل نمود و گفت اطاعت كنيد امر خدا و امر موسى پيغمبر خدا را و بدانيد اين كلمات كليد بهشت و سپر جهنم و كليد روزى است بنى اسرائيل قبول نكردند و گفتند ما بايد ببينيم كه اين دريا خشك شده باشد.

خطاب به موسى شد كه با عصاى خود به دريا بزن و بگو خداوندا بجاه محمد و آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دريا را بشكاف و زمين را نمايان كن.

پس از آنكه موسى علیه السلام آن كلمات را اداء نمود فوراً زمين نمايان شد. بنى اسرائيل گفتند تا زمين بكلى خشك نشود ما عبور نمي نمائيم ممكن است گل زمين چسبنده باشد و مانع حركت ما شود.

به موسى علیه السلام خطاب رسيد كه بگو خدايا بجاه محمد و آل محمد صلّى اللّه علیهم اجمعین گل اين زمين را بخشكان.  موسى گفت و خداوند بادى فرستاد و بر آن گلها بوزيد و آنرا خشك نمود باز هم داخل نشدند و گفتند اي موسى ما دوازده طايفه هستيم و بايد رديف و در عرض يكديگر عبور نمائيم.  باز به موسى وحى شد آن كلمات را بگو و عصاى خود را به دريا بزن موسى آن كلمات را گفت و عصا را به دريا زد ؛ دوازده راه نمايان شد و آنها عبور كردند.  همين كه آخرين نفر بنى اسرائيل از دريا خارج شد و همه فرعونيان داخل دريا شدند خداوند به دريا امر نمود كه بهم آيد و بنى اسرائيل مشاهده كردند كه همه فرعونيان غرق شدند.  خداوند در زمان پيغمبر خاتم به بنى اسرائيل خطاب نموده مي فرمايد نجات پدران و پيشينيان شما از فرعون و عبور از دريا بواسطه كرامت محمّد و آل محمّد صلّى الله عليهم اجمعین و توسل جستن موسى به آل محمّد بود ، شما چرا تعقل نمي نمائيد و در اين موقع كه درك محضر پيغمبر اكرم را نموده و حجت‏هاى بالغه خدا را مشاهده مي كنيد چرا به محمّد و آل محمّد صلی الله علیهم اجمعین ايمان نمي آوريد( .

( تفسير منسوب به إمام حسن عسكري عليه السلام ؛ صفحه : 245 )

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

سایت شما برای نمایش بهتر نیاز به استفاده از کوکی دارد Cookie policy. I accept cookies from this site.Agree