توسل حضرت یوسف پیامبر به اهل بیت علیهم السلام

فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَأَجْمَعُوا أَنْ يَجْعَلُوهُ فِي غَيَابَةِ الْجُبِّ وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هَذَا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ( سورة یوسف الایة : 15 ) پس وقتى او را بردند و هم داستان شدند تا او را در نهان خانهء چاه بگذارند [ چنين كردند ] . و به او وحى كرديم كه قطعاً آنان را از اين كارشان ؛ در حالى كه نمى دانند ؛ با خبر خواهى كرد .

 

در اصول كافى از حضرت امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه چون برادران يوسف او را در قعر چاه انداختند جبرئيل نزد او آمده گفت: اى پسر دراينجا چه ميكنى؟ يوسف گفت: برادران من مرا در اينجا افكنده‏اند، جبرئيل گفت: ميخواهى كه از اين جا بيرون آيى؟ يوسف گفت: اين معنى وابسته بخداى تعالى است اگر خواهد مرا ازينجا بيرون مي آورد. پس جبرئيل گفت خداى تعالى فرموده كه اين دعا را بخوان تا ما ترا از محنت اين چاه خلاصى بخشيم، يوسف گفت آن دعا كدام است ؟ جبرئيل گفت بگو: « اللهم انى أسألك بأن لك الحمد و لا اله الا انت المنان بديع السماوات و الارض ذو الجلال و الاكرام أن تصلى على محمد و آل محمد و أن تجعل لى مما أنا فيه فرجا و مخرجا » و در روايت على بن ابراهيم فى الجمله تفاوتى با زيادتى هست و آن اين چنين است كه « اللهم انى اسألك فان لك الحمد كله لا اله الا انت الحنان المنان بديع السماوات و الارض ذو الجلال و الاكرام صلّ على محمد و اجعل لى من امرى فرجا و مخرجا و ارزقنى من حيث أحتسب و من حيث لا أحتسب » و چون يوسف اين دعا كرد حق سبحانه و تعالى او را در آن چاه فرج و مخرج ارزانى داشت.

( تفسير شريف لاهيجي ، مرحوم محمد بن علی شریف لاهیجی جلد ‏2، صفحه : 500 )

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

سایت شما برای نمایش بهتر نیاز به استفاده از کوکی دارد Cookie policy. I accept cookies from this site.Agree