فضائل علم

کتاب فضل علم - متفرقه در باب علم - قسمت دوم - بخش 5

...   عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللّهِ ع يَقُولُ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَقُولُ يَا طَالِبَ الْعِلْمِ إِنّ الْعِلْمَ ذُو فَضَائِلَ كَثِيرَةٍ فَرَأْسُهُ التّوَاضُعُ وَ عَيْنُهُ الْبَرَاءَةُ مِنَ الْحَسَدِ وَ أُذُنُهُ الْفَهْمُ وَ لِسَانُهُ الصّدْقُ وَ حِفْظُهُ الْفَحْصُ وَ قَلْبُهُ حُسْنُ النّيّةِ وَ عَقْلُهُ مَعْرِفَةُ الْأَشْيَاءِ وَ الْأُمُورِ وَ يَدُهُ الرّحْمَةُ وَ رِجْلُهُ زِيَارَةُ الْعُلَمَاءِ وَ هِمّتُهُ السّلَامَةُ وَ حِكْمَتُهُ الْوَرَعُ وَ مُسْتَقَرّهُ النّجَاةُ وَ قَائِدُهُ الْعَافِيَةُ وَ مَرْكَبُهُ الْوَفَاءُ وَ سِلَاحُهُ لِينُ الْكَلِمَةِ وَ سَيْفُهُ الرّضَا وَ قَوْسُهُ الْمُدَارَاةُ وَ جَيْشُهُ مُحَاوَرَةُ الْعُلَمَاءِ وَ مَالُهُ الْأَدَبُ وَ ذَخِيرَتُهُ اجْتِنَابُ الذّنُوبِ وَ زَادُهُ الْمَعْرُوفُ وَ مَاؤُهُ الْمُوَادَعَةُ وَ دَلِيلُهُ الْهُدَى وَ رَفِيقُهُ مَحَبّةُ الْأَخْيَارِ  
اصول كافى جلد ۱ ص: ۶۰ رواية: ۲

متن کامل حدیث
ترجمه به همراه شرح داخل پرانتز()



امیر المومنین علیه السلام مى فرمود: اى طالب علم (دانشجو)، به راستى علم را فضائل بسيار است  
(اگر مجسم شود)، تواضع سر او است، ( چون تکبر مانع آموختن از دیگران می شود ) و بر كنارى از حسد چشم او، ( چون حسد نمی گذارد از علم دیگران بهره ببریم ) گوشش فهم است، ( گوش کردن وفهمیدن نه شنیدن تنها )و زبانش راستى، ( عالم دروغگو مانند انسان لال می ماند وبرای مردم فائده ای ندارد ) حافظه اش بررسى است، ( یعنی علم بدون پیگیری از ذهن می رود ) و دلش حسن نيت، ( یعنی علمی که رضایت خدا در آن نباشد ادامه نمی یابد چون علم را خدا می دهد ) و عقلش معرفت اشياء و امور، ( یعنی عقل علم  آموختن پیش نیازهاست تا بتواند نتیجه گیری کند ) دست او مهرورزى است، ( یعنی فضل ورحمت پروردگار بازوی علم می باشد ) و پايش ديدار دانشمندان، ( چون مثل عالم مثل کعبه است که بسوی آن می روند ولی کعبه بسوی کسی نمی آید ) همتش سلامت، ( یعنی عالم، خودش و دیگران، از دستش در امانند ) و حكمتش ورع، ( یعنی هدف از علم پرهیزگاری است ) قرارگاهش نجات است ( یعنی نتیجه علم نجات و رستگاری است . در دنیا از شک و شبهه و در آخرت از جهنم ) و جلو كشش عافيت ( مراد از عافیت اینجا سلامت اخلاقی است یعنی علم بدون اخلاق مانند مسافر بدون راهنماست ) و مركبش وفاء ( یعنی پیش برنده علم وفای به عهدی است که خدا از علما گرفته و آن آموختن به دانشجویان است ) و سلاحش نرمش سخن، ( چون درشتی موجب دوری مردم است ) تيغش رضا ( چون جاهلان نزدیک را از عالم دور می کند ) و كمانش مدارا ( چون جاهلان دور را از عالم دور نگه می دارد ) و لشكرش گفتگوى با علماء ( چون بار علمی انسان زیاد می شود ) و سرانجامش ادب ( چون عالم بی ادب مشتری ندارد ) و پس اندازش دورى از گناهان، ( یعنی گناه نیکی های عالم را تباه می کند ) توشه اش احسان است ( وتوشه علم نیکی کردن است ) و مایه حیات علم تحمل نظرات دیگران است ( تحمل نظرات دیگران ) و رهنمايش هدايت ( یعنی هدایت الهی راهنمای علم است ) و رفيقش دوستى با نيكان ( یعنی علاوه بر مطالب گذشته دانشجو احتیاج به رفیق خوب دارد چون رفیق بد انسان را از راه راست منحرف می کند )

اصول کافی تالیف شیخ صدوق رحمة الله علیه

https://telegram.me/eteghad_eslam

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

سایت شما برای نمایش بهتر نیاز به استفاده از کوکی دارد Cookie policy. I accept cookies from this site.Agree