تفسیر امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء - کلام اهل بیت علیهم السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِيلاً ما تَذَكَّرُونَ (نمل۶۲)

 تفسیر آیه 62 سوره نمل از کلام اهل بیت علیهم السلام

 

در دعاى ندبه آمده است: اَيْنَ الْمُضْطَرُّ الَّذى يُجابُ اِذا دَعا؛ كجاست آن مضطرى كه هرگاه دعا كند به اجابت مى رسد.

درباره آيه مباركه:)))ِنمل62(؛ آيا [جز خدا] كيست كه دعاى مضطرّ [ناچار ]را به اجابت رساند و شما را جانشينان زمين قرار دهد؟ ((  روايتى نقل شده كه امام صادق عليه السلام فرمود: اين آيه درباره قائم آل محمد عليهم السلام نازل شده است آن مضطرى كه هرگاه در مقام (ابراهيم) دو ركعت نماز بگذارد و خداوند را بخواند و دعا كند، خداوند دعاى او را اجابت فرمايد و او را خليفه در زمين قرار دهد.

هم از محمد بن مسلم روايت نموده كه امام پنجم فرمود: آيه أَمَّنْ يُجِيبُ در باره قائم ما نازل شده. هنگامى كه قيام ميكند عمامه بر سر مينهد و جنب مقام ابراهيم نماز ميگزارد و بدرگاه الهى تضرع مينمايد، و از آن موقع پرچم او در اهتزاز خواهد بود

(در تفاسیر مختلف مضطر را به معنی و مفهوم شخصی درمانده از همه کس و نا امید بیان نموده و تنها امیدش را خداوند می داند -مانند بیماری که قطع امید از دکتر شده- و از درون تنها امیدش خداوند است نه به زبان گوید خدا ولی امید به بنده خدا داشته باشد)

         كيست آيا كه نمايد مستجاب             خواندن بيچاره را در هيچ باب‏

         چون بخواند مر ورا از اضطرار             زو كند دفع آنچه باشد ناگوار

         مضطر آن باشد كه از خود نااميد             گشته باشد در مهمات شديد

         همچو بيمارى كه باشد محتضر             يا غريقى بر هلاكت منتظر

         شسته لوح دل ز نقش ممكنات             نيست رويش جز كه بر سلطان ذات‏

         شيخ داود يمانى رفته بود             بر عيادت خسته‏اى را خود ز جود

         گفت كن يا شيخ بهر من دعا             تا دهد حقم ز بيمارى شفا

         گفت تو ميكن دعا كه مضطرى             نيست حاجت بر دعاى ديگرى‏

         هم بگرداند شما را در زمين             از پى پيشينيان مر جانشين‏

         مر خدايى باشد آيا با خدا             ياد او ليكن كنيد اندك شما

         از شما يا اندكى گيريد پند             نيستيد از شكر منعم بهره‏مند

على بن ابراهيم رحمه اللَّه از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه «نزلت فى القائم من آل محمد عليهم السلام هو و اللَّه المضطر اذا صلى فى المقام ركعتين و دعا الى اللَّه عز و جل فاجابه و يكشف السوء و يجعله خليفة فى الارض»

يعنى حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه آيه كريمه «أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ» تا آخر در شأن قايم آل  محمد عليهم السلام نازل شده، اوست بخدا قسم مضطرى كه درين آيه مذكور شده چون آن حضرت در مقام ابراهيم دو ركعت نمازگزارد و دعا كند و مناجات نمايد بسوى خداى تعالى اجابت دعاى او كند و دفع كند جميع بديها را ازو بگرداند او را خليفه روى زمين. و از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده كه  «و اللَّه لكأنى انظر الى القائم عليه السّلام و قد اسند ظهره الى الحجر ثم ينشد اللَّه حقه الى ان قال عليه السّلام هو و اللَّه المضطر فى كتاب اللَّه فى قوله: أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ»

يعنى امام عليه السّلام فرمود كه بخدا قسم هر آينه گويا مى‏بينم قايم عليه السّلام را در حالتى كه پشت مبارك خود را بحجر الاسود داده باشد پس بخواهد از خداى تعالى حق خود را تا آنكه گفت امام عليه السّلام كه قايم آل محمد بخدا قسم مضطريست كه در كتاب خداى تعالى در آيه أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ واقع شده پس اول كسى كه با او بيعت كند جبرئيل عليه السّلام است و بعد از آن سيصد و سيزده كس اللهم اجعلنا بحق ائمة الاخيار من جملته

أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ: آيا كيست كه اجابت كند بيچاره را؟ يعنى نيست در عالم وجود كسى كه فرومانده و بيچاره را كه او را هيچ وسيله و حيله نباشد، إِذا دَعاهُ: وقتى كه بخواند او را به حقيقت، مگر ذات يگانه حق تعالى و رأس مضطرين كسى است كه در گناه متوغل شده باشد كه او را هيچ وسيله نجات نيست مگر غفران خداوند سبحان. بعضى گفته‏اند؟ «مضطرّ» كسى است كه دل از هستى خود برداشته مانند غريق دريا، گمشده صحرا و يا بيمار نااميد از سلامتى.

شيخ داود يمانى به عيادت بيمارى رفته بود، بيمار گفت: اى شيخ دعا كن براى شفاى من. گفت: تو دعا كن كه مضطرى و اجابت به دعاى مضطر بسته است، زيرا احتياج او بيشتر باشد و حق تعالى نيز بيچارگان را دوست مى‏دارد، پس حق تعالى ذاتى است كه اگر نيازمند بيچاره دعا كند اجابت فرمايد. وَ يَكْشِفُ السُّوءَ: و برمى‏دارد بدى را، يعنى دفع مى‏كند از او آنچه او را بد آيد. اما اجابت حق تعالى به شروط مصلحت آنست. وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ: و كيست كه مى‏گرداند شما را جانشينان پيشينيان در زمين و زمين را بعد از ايشان به تصرف شما درآورد. أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ: آيا خداى ديگرى هست با خداى به حق كه در اين نعم خاصه و عامه او را اعانت كند، يعنى نيست و نشايد ديگر. قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ: كم مى‏باشند كسانى كه پند يابند، يا اندك هستند كسانى كه ياد كنند خدا را، يا نعم او را كم متذكر شوند. حفص و كسائى به «تاء» و تخفيف ذال قرائت نموده، يعنى اندكى متعظ مى‏شويد و ياد خدا مى‏كنيد و متذكر نعم او گرديد

- - ترجمه جلد سیزدهم از بحارالانوار

- - تفسیر صفی

- - مکیال المکارم فی فواید الدعاء للقایم ( عجل الله فرجه الشریف )

- - تفسير شريف لاهيجي، ج‏3، ص: 436

- - تفسير اثنا عشري، ج‏10، ص: 69

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

سایت شما برای نمایش بهتر نیاز به استفاده از کوکی دارد Cookie policy. I accept cookies from this site.Agree