داستان سلام نمودن بر اصحاب کهف و رقیم

وَجَعَلُوا الْمَلَائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبَادُ الرَّحْمَنِ إِنَاثًا أَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهَادَتُهُمْ وَيُسْأَلُونَ « سورة الزخرف ؛ الایة : 19 » و فرشتگانى را كه خود ، بندگان رحمانند ، مادينه [ و دختران او ] پنداشتند . آيا در خلقت آنان حضور داشتند ؟ گواهى ايشان به زودى نوشته میشود و [ از آن ] پرسيده خواهند شد .


محمد بن عباس از حضرت امام صادق « علیه السلام » روايت كرده فرمودند : روزى پيغمبر اكرم « صلی الله علیه واله وسلم » به ابوبكر « لعنة الله علیه » و عمر « لعنة الله علیه » و امير المؤمنين « علیه السلام » امر فرمودند ؛ بروند و بر اصحاب كهف و رقيم سلام كنند . كنار غار اصحاب كهف رفتند ابوبكر « لعنة الله علیه »  وضوء گرفت و دو ركعت نماز بجا آورد و بر آنها سلام كرد جوابى نشنيد عمر « لعنة الله علیه » پيش رفت او نيز جوابى نشنيد امير المؤمنين « علیه السلام » به طرف غار تشريف برد و فرمودند : سلام بر شما اى جوانان اصحاب كهف جواب دادند بر تو باد سلام اى وصى پيغمبر آخر الزمان فرمود اى اصحاب كهف چرا جواب سلام ابوبكر « لعنة الله علیه » و عمر « لعنة الله علیه » را نداديد ؟ عرض كردند : پروردگار بما امر فرموده جواب كسى را ندهيم مگر آنكه او پيغمبر يا وصى پيغمبر باشد . پس از آن بازگشتند حضور پيغمبر اكرم « صلی الله علیه واله وسلم » آن حضرت داستان آنها را سؤال نمود جواب دادند فقط اصحاب كهف پاسخ سلام امير المؤمنين على « علیه السلام » را دادند پيغمبر « صلی الله علیه واله وسلم » صحيفه ‏اى بيرون آورد به عمر « لعنة الله علیه » و ابوبكر « لعنة الله علیه » فرمودند : گواهى خودتان را به خط خود در اين صحيفه بنويسيد و آنچه ديده و شنيده ‏ايد ثبت كنيد در آن وقت جبرئيل نازل شد و آيه « سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ » را آورد .
« تفسير جامع ، سید محمد ابراهیم بروجردی رحمة الله علیه المجلد ‏6 ، الصفحة : 239 »

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

سایت شما برای نمایش بهتر نیاز به استفاده از کوکی دارد Cookie policy. I accept cookies from this site.Agree