آیات در کلام اهل البیت علیهم السلام- سوره توبه آیات 119 و یونس 15

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ (التوبة الایة: 119 )

وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آَيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآَنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ( يونس الایة:15 )

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ (التوبة الایة: 119 ) اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، از خدا پروا كنيد و با راستان باشيد .

در كتاب مناقب از حضرت ابى جعفر الباقر عليهما السّلام روايت كرده كه: «كونوا مع آل محمد» یعنی پیروی از ال محمد صلی الله علیه واله و سلم نمائید.

و در اصول كافى از بريد بن معاويه عجلى روايت كرده كه من از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام تفسير «وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» پرسيدم حضرت فرمود:

«ايانا عنى» يعنى ما را خواسته است.

و از حضرت ابى الحسن الرضا عليه التحية و الثناء مرويست كه: «الصادقون هم الأئمة» صادقان دوازده امام علیهم السلام هستند.

و سليم بن قيس هلالى از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه چون آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» نازل شد سلمان از حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله پرسيد كه أى رسول خدا اين آيه عام است يا خاص حضرت در جواب او فرمود كه: أما أمر بتقوى عام است براى جميع مؤمنين و أما «صادقون» خاص است و نازل شده براى برادر من على و اوصياء من بعد از او تا روز قيامت پس حضرت امير المؤمنين در زمان خلافت عثمان ( لعنت الله علیه ) با جمعى از مهاجر و انصار گفت كه: آيا شما نميدانيد كه اين حديث از حضرت رسالت پناه است و شما نشنيديد اين حديث را از حضرت؟ همه آنها گفتند «اللهم نعم یعنی خدا را گواهی میگیریم این چنین است» .

( تفسير شريف لاهيجي،محمد بن علی شریف لاهیجی جلد‏2، صفحه : 328 )

 

وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آَيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآَنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ( يونس الایة:15 ) و چون آيات روشنِ ما بر آنان خوانده شود ، آنان كه به ديدار ما اميد ندارند میگويند : « قرآن ديگرى جز اين بياور ، يا آن را عوض كن . » بگو : « مرا نرسد كه آن را از پيش خود عوض كنم . جز آنچه را كه به من وحى میشود پيروى نمیكنم . اگر پروردگارم را نافرمانى كنم ، از عذاب روزى بزرگ میترسم .

محمد بن يعقوب كلينى رحمة اللَّه علیه از حضرت امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه مراد از او بدله «بدل عليا» است و همچنين على بن ابراهيم از آن حضرت روايت كرده كه  «أو بدله يعنى امير المؤمنين على بن ابى طالب»  بنا براين حديث مراد از «آيات» كه در صدر آيه فرموده: «وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِمْ آياتُنا» آن آيات قرآن خواهد بود كه مشتمل باشد بر ولايت على مرتضى و ائمه هدى عليه و عليهم سلام اللَّه الملك الاعلى» و معنى آيه چنين خواهد بود كه چون خوانده شود بر مشركين و منافقين آيات مشتمله بر ولايت مرتضى على و ائمه معصومين عليه و عليهم السلام گويند جمعى از مشركين و منافقين (كه: آرزوى لقاى ما يعنى لقاء أولياء و اوصياء پيغمبر ما ندارند) بيار براى ما قرآنى غير ازين قرآن كه در آن وصف على مرتضى و يازده فرزند او نباشد و يا بدل كن آياتى را كه مشتمل است بر ولايت مرتضى على بآيات ديگر تا ما قبول نبوت تو كنيم بنا برين «بدل علينا» باين تقدير است كه «بدل ما نزل فى القرآن فى شأن على عليه السّلام» محمد بن مسعود عياشى از ابو حمزه ثمالى روايت كرده كه حضرت امام محمد باقر عليه السّلام در معنى «أو بدله» فرمودند كه:   «لو بدل مكان على ابو بكر و عمر اتبعناه»  يعنى اگر بدل كند و بيارد بجاى على ابو بكر و عمر را پيروى ميكنيم ما او را و الا فلا.

تفسير شريف لاهيجي، محمد بن علی شریف لاهیجی جلد‏2، صفحه: 346

 

تفسير شريف لاهيجى

اثر قطب الدين محمد بن شيخ على لاهيجى

انگيزه تأليف تفسير

مفسر خود در مقدمه تفسير مى‏گويد:« غرض اين است كه ترجمه‏اى مختصر و قابل اعتماد بر مبناى مذهب امامية براى قرآن بنويسم» به تحقيق مراد وى از« ترجمه» در اين مقام« تفسير» مى‏باشد، زيرا تفسير وى چيزى فراتر از« ترجمه تفسيرآميز» مى‏باشد.

*معرفى تفسير و روش آن       ابتدا

اشاره شد كه مشرب فكرى مفسر حكمى و فلسفى بوده ولى اين تفسير طبق مذاق اهل حديث و روايت نوشته است. در اين تفسير، همانند تفسير صافى و كنز الدقائق، تنها به ذكر روايت بسنده نشده است، از اين رو در نقل روايات و ديگر مباحث، به برنامه منظمى نياز داشته تا بر اساس آن، مطالب را ارائه نمايد. شرح روايات، رنگ شبه اجتهادى به اين تفسير مى‏دهد. تغيير رويكرد مفسر مى‏تواند عوامل متفاوتى داشته باشد، كه به همين مناسبت بد نيست گذرى هر چند خلاصه بر سير تفسير روائى داشته باشيم.

*گذرى بر سير تفسير روايى       ابتدا

دانش تفسير، در آغاز، بخشى از علم حديث به شمار مى‏رفت تا اين كه در نخستين گام تكامل خويش از اين علم جدا شد و به صورت علمى مستقل درآمد و بر پايه آن، در كنار ديگر مجموعه‏هاى روايى، تفسيرهاى روايى( چون تفسير على بن ابراهيم قمى عياش و فرات كوفى) ظهور نمود. چنانكه تفسيرهايى منسوب به ائمه( ع) و يارانشان، مانند تفسير صاحب عسكر- امام هادى( ع)- و تفسير منسوب به امام عسكرى( ع) نيز وجود داشت.

اين شاخه از علوم اسلامى، در روند رشد خود، و در گامى ديگر، پا به عرصه اجتهاد گذاشت و در نتيجه، تفسيرهايى به شيوه اجتهادى و عقلى به صحنه آمد و روايات تفسيرى تا حدّ زيادى كنار نهاده شده، در حاشيه روايات فقهى قرار گرفتند، چرا كه با روى كار آمدن شيوه اجتهادى، ديگر به روايات به ديد منبع منحصر به فرد نگريسته نمى‏شد، بلكه روايات، در نهايت به عنوان يكى از منابع تفسير قلمداد مى‏گرديد.

يكه تازى شيوه عقلى و اجتهادى همچنان و البته با اندك فراز و فرودى ادامه داشت، تا اينكه در قرن يازدهم( كه به گفته مرحوم علامه طباطبايى« عصر اساطين الحديث و جهابذة الرواية» لقب گرفت.)، اوضاع دگرگون شد و شيوه اجتهاد در تفسير دچار كندى گرديد، بدان حد كه در طول اين قرن، تفسيرى جامع و كامل به سبك اجتهادى تدوين نيافت، مگر تفسير چند سوره و آيه، و يا تعليقيه و حاشيه‏اى بر تفاسير گذشته، براى نمونه مى‏توان به بيش از ده حاشيه بر تفسير بيضاوى اشاره داشت و نيز حاشيه بر تفسير كشاف. در اين ميان، بيشترين تفسير به شيوه غير روايى به قلم ملاصدراى شيرازى نگارش يافت كه تفسير سوره‏هاى سجده، فاتحه- يس، حديد، جمعه، طارق- اعلى، زلزال و چند آيه از سوره بقره و آيه‏هاى نور، كرسى و جبال است.

امّا از آن سو، چندين تفسير به شيوه روايى كه طرز تفكر پيروز آن دوران بود، پا به عرصه وجود گذاشت. راز اين رويكرد، آن بود كه در دهه نخست اين قرن، محمد امين استرآبادى( در گذشته 1036 ق) با فكرى تازه نسبت به حديث به ميدان دانش وارد شد و با وجود آنكه خود، در آغاز ما، در جرگه اهل اجتهاد قرار داشت، ولى رفته رفته با اجتهاد و مجتهدان، مخالفت آغاز كرد و در پى آن، اخباريگرى نو را پايه‏گذارى نمود و با نگارش كتاب« الفوائد المدنية» در رد بر اجتهاد و تقليد، به همراه گروهى از پيروان خود در مقابل اهل اجتهاد قرار گرفت.

به دنبال پيدايش اين طرز تفكر و رويارويى آن با اجتهاد، گرايش بيشترى به اخبار پيدا شد و در نتيجه، محدثان بزرگى به تدوين مجموعه‏هاى روايى پرداختند كه در كنار جوامع روايى اوّل( كافى، من لا يحضره الفقيه، تهذيب و استبصار)، به عنوان جوامع روايى دوم شناخته شد، كتاب جوامع الكلم سيد محمد جزايرى از مشايخ علامه مجلسى( شامل روايات اصول دين، فقه، اخلاق و تفسير) تدوين شد. فيض كاشانى،« وافى» را تأليف نمود.

فقيه كاظمى درگذشته 1100 ق، كتاب« جامع الاحاديث» را نگاشت. حرّ عاملى،« وسائل الشيعه» را نوشت، علامه مجلسى، كتاب« بحار الأنوار» را به رشته تحرير درآورد، ملا عبد الله بحرانى، از شاگردان وى به تهيه كتاب« عوالم»( كه به همان بزرگى بحار است) اقدام كرد.

در پرتو اين روى آورى به اخبار و احاديث، گرايش به تدوين تفسير روايى نيز آهنگ تندترى به خود گرفت و تفسيرهاى روايى چندى به خامه محدثان، به جهان تفسير و روايت عرضه گرديد. از آن جمله‏اند: 1- تفسير نور الثقلين حويزى 2- صافى، 3- الاصفى 4- و المصفى فيض كاشانى، 5- الهادى و مصباح النادى نوشته محدث بزرگ سيد هاشم بحرانى. 6- البرهان 7- نور الانوار فى تفسير القرآن 8- الهداية القرآنية 9- المحجة فيما نزل فى القائم الحجة( عج) 10- اللوامع النورانية 11- اللباب المستخرج من كتاب الشهاب همه از سيد هاشم بحرانى. 12- مقدمه تفسير البرهان به نام تفسير« مرآة الانوار و مشكاة الاسرار» نوشته ابو الحسن بن محمد طاهر عاملى، در گذشته 1138 هجرى. 13- المعين نور الدين كاشانى برادرزاده فيض كاشانى 14- مقتبس الانوار من الائمة الاطهار، تفسيرى است نوشته امير محمد مومن سبزوارى، از معاصران صاحب وسائل. 15- كمتر الدقائق و بحر الغرائب تفسيرى ارزشمند از شيخ محمد بن محمد رضا قمى مشهدى. 16- تبيان سليمانى، به فارسى احتمالا اثر صاحب كنز الدقائق 17- انوار القرآن فى مصباح الايمان تأليف على بن مراد از افاضل قرن يازدهم و اوائل قرن دوازدهم. 18- تفسير شريف لاهيجى( تفسير مورد بحث) 19- تفسير الائمة لهداية الامة، فارسى اثر محدث مفسر محمد رضا بن عبد الحسين نصيرى طوسى زنده تا سال 1073 ق 20- مختصر تفسير الائمه، فارسى و خلاصه تفسير فوق. 21- تفسير منشى الممالك نوشته سيد محمد رضا حسينى از معاصران حر عاملى، سى جلد و به فارسى و عربى مى‏باشد. 21- خزائن جواهر القرآن نوشته يكى از حكيمان عارف به نام على قلى خان بن قره چغاى، متولد 1020 هجرى. 22- بديع البيان لمعانى القرآن نگارش محمد بن على عاملى از معاصران شيخ بهايى، زنده تا سال 1068 هجرى. 23- مختصر نهج البيان 24- نور الانوار و مصباح الاسرار، اثر محمد بن محمد تقى مشهور به رضى الدين حسينى، زنده در سال 1107 ق و از شاگردان عبد على حويزى( صاحب تفسير نور الثقلين) است. 25- رموز التفاسير به گردآورى خليل بن احمد غازى قزوينى درگذشته 1089 هجرى. 26- رموز تفاسير الآيات الواردة فى الكتب الاربعه و غيرها من الكتب، اثر على اصغر بن محمد قزوينى از شاگردان خليل قزوينى، مى‏باشد.

اين، بخشى از تفاسير روايى قرن يازدهم بود. صفحه صفحه اين تفاسير، پر است از مطالب گران‏قيمت و بررسيهاى ارزشمند تفسير روايى، البته به همراه اشكالاتى كه معمولا مجموعه‏هايى روايى دارا مى‏باشند.

شيوه ورود و خروج مفسر در بحثها

تفسير« شريف لاهيجى» در 4 جلد قطور، به زبان فارسى، در صدد تفسير تمامى قرآن مى‏باشد. كه در بدو تأليف در دو مجلد ارائه شده بود، مجلد اول از ابتداى قرآن تا سوره كهف و مجلد دوم از سوره كهف تا آخر قرآن، مى‏باشد. وى تأليف تفسير را در پتنه( پشا) از بلاد هند در سال 1086 ق به پايان رسانيده است. البته آقاى محدث ارموى احتمال مى‏دهند ايشان هنگام تأليف در ايران بوده‏اند.

وى در آغاز چند آيه را ذكر مى‏كند، آنگاه به ترجمه فارسى آميخته با تفسير بطور اجمال و نه به شكل تحت اللفظى بلكه به عنوان ترجمه مطلوب مى‏پردازد، عبارات آن ساده و روان و خالى از تعقيد بوده و براى متوسطين از مخاطبين بخوبى قابل فهم است.

پس از آن روايات رسيده در تفسير آيه را نقل كرده، آنها را شرح مى‏دهد، در اين بخش فقط به روايات صادره از اهل بيت« عليهم السلام» اهتمام مى‏ورزد. مفسر سعى دارد بين روايتهايى كه به ظاهر با هم سازگارى ندارند، سازش ايجاد كند و تنافى ظاهرى آنها را بر طرف نمايد و در نقل روايت و شرح آن اطاله نمى‏دهد. در ضمن به نكات رجالى نيز اشارت دارد، و اين بدليل تبحرى است كه در رجال داشته است.( كتب رجالى وى، خير الرجال و محبوب القلوب است). شريف لاهيجى در نقل روايت از كتبى چون، كافى، تهذيب، استبصار، تفسير عياشى و... بهره برده است كه محقق كتاب جناب آقاى دكتر آيتى در مقدمه خود بر جلد چهارم تفسير، تمام آن منابع را يادآور شده است.

در ادامه مفسر به بحثهاى ادبى و بلاغى و نيز نقل قصص تاريخى بطور متوسط وارد شده و اطناب نداده است.

مفسر به سبب احاطه كامل بر اقوال مفسرين، در مواردى به تنافى بين اقوال اشاره كرده است. مانند ج 1 ص 163 ذيل آيه 183 بقره. مفسر در بحثهاى فقهى بطور معمول مفسران شيعه، ديدگاههاى مذهب خود را بيان مى‏دارد و در اين بخش نيز از اطناب و تفصيل پرهيز داشته است، در اين مباحث به كتابهاى استبصار، تهذيب الاحكام و... استناد مى‏كند. مانند ج 1 ص 168 ذيل آيه 185 بقره« لتكملوا العده» و ج 1 ذيل آيه 282 بقره ص 287، و ج 1 ص 155 به بعد ذيل آيات 178 به بعد بقره.

در مواردى كه بيانات خاصه مورد قبول عامه نبوده، دلائل عدم قبول آنها را ذكر كرده سپس به رد و جواب از آنها شروع مى‏نمايد، در مورد مخالفين عفت كلام را از دست نداده و از حدّ ادب خارج نمى‏شود. مانند نزاع در افضليت خليفه اول ج 3 ص 270 ذيل آيه 22 نور و رد افضليت ايشان.

در اين بين از مباحث كلامى غفلت نورزيده و با نقل اقوال اشاعره و معتزله به نقد آنان مى‏پردازد. مانند ج 1 ص 20 ذيل آيه 22 سوره بقره.

ذكر سبب نزول در تفسير ايشان كمتر به چشم مى‏خورد با اين وصف در مواردى به اين موضوع پرداخته است. مانند ج 1 ص 155 ذيل آيه 178 بقره.

بنا بر عادت مفسرين شيعه، بخصوص اهل حديث از آنان، به بحثهاى ولايتى و ذكر مناقب اهل بيت( ع) اهتمام خاص داشته، در اين بخش نيز طريقه اعتدال و اختصار را پيشه خود ساخته است.

مانند آيه مباهله ج 1 ص 333، آيه 60 به بعد سوره آل عمران و ج 3 ص 631 در مصاديق اهل بيت در آيه 33 سوره مباركه احزاب. در ابتداى هر سوره، ايشان بعد از ذكر نام آن، به نقل احاديثى در فضل و مرتبت سوره از پيامبر اكرم( ص) و اهل بيت( ع) مبادرت مى‏ورزد.

وى در تفسير خود از معاصرين خود نيز نقل اقوال نموده است، براى نمونه از صافى مرحوم فيض كاشانى به تعبير« بعض عرفاى معاصر» مطلب نقل مى‏كند.

حتى الامكان سعى دارد به وجه تناسب آيات نيز اشارتى داشته باشد. و نيز به برخى كتب خود ارجاعاتى دارد. مانند ارجاع به رساله مثالية در تفسير سوره مومنون آيه 100 و يا سوره دهر آيه 30 و زخرف آيه 57.

مقدمه تحقيق

اين اثر با تحقيق و تصحيح مرحوم مير جلال الدين حسينى ارموى( محدّث) و همكارى مرحوم دكتر محمد ابراهيم آيتى انجام گرفته است. محقق گرانقدر محدث ارموى در مقدمه خود به زندگى، تأليفات و موقعيت علمى مفسر مى‏پردازد و در اين باب، از اقوال و نظرات بزرگان رجال و همچنين معاصرين ايشان بهره برده است ضمن آن از نسخه‏هاى مورد استفاده در تصحيح نام مى‏برد. اين مقدمه به تاريخ 27 رجب 1381 مطابق با 15 ديماه 1340 بوده است. مرحوم آيتى نيز ضمن مقدمه كوتاه كه در ابتداى جلد 4 تفسير به چاپ رسيده است درباره نياز به باز سازى و چاپ آثار علمى اينچنين سخن مى‏گويد، و در ادامه مقاله‏اى در باب نام سور، مكى، مدنى بودن آنها و شناخت هر گروه، نقطه‏گذارى و اعراب قرآن و قراء سبعه، ارائه مى‏دهند و در پايان مقدمه خود منابع تفسير شريف لاهيجى را بطور مفصل بيان مى‏دارد. دكتر آيتى اين مقدمه را به تاريخ 10 شوال 1381 مطابق با 27 اسفند 1340 به عنوان مدير كل اوقاف مى‏نويسند.( البته بخش اول آن به تاريخ شهريور 1340 بوده است.)

*نسخه‏شناسى       ابتدا

تفسير شريف لاهيجى با مقدمه و تصحيح شادروانان علامه جلال الدين حسينى ارموى و دكتر محمد آيتى، توسط اداره كل اوقاف، به عنوان نشريه 7- 8، در چهار مجلد به چاپ رسيده و 3 بار تجديد چاپ هم گرديده است. در شكل جديد خود دفتر نشر داد عهده‏دار انتشار آن بوده كه چاپ اول آن در پاييز 1373 ش در تيراژ 2000 نسخه انجام گرفته است.

حجم هر جلد از اين چاپ به حدود هر جلد بيش از 900 صفحه مى‏رسد. اين تصحيح از روى نسخ موجود در آستان قدس رضوى انجام گرفته است.

ابتداى تصحيح و تحقيق محققان محترم در جلد اول به سال 1381 ه و 1340 و پايان جلد چهارم آن اسفند 1340 ش بوده است. در ابتداى ج 1 تفسير تصاويرى از نسخ موجود در آستان قدس ارائه شده است.

منابع مقاله

1- مقدمه مرحوم محدث ارموى ج اول تفسير و مقدمه مرحوم آيتى در ج 4 آن.

2- ساير مجلدات تفسير شريف لاهيجى

3- دانشنامه قرآن و قرآن‏پژوهى ج 1 ص 718 و ج 2 ص 1306 به كوشش بهاء الدين خرمشاهى

4- طبقات مفسران شيعه دكتر عقيقى بخشايشى ج 3 ص 218

5- فصلنامه تخصصى علوم حديث شماره 3 بهار 1376 وابسته به دانشكده علوم حديث به مدير مسئولى آيت ا... رى‏شهرى مقاله آقاى محمد فاكر ميبد

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

سایت شما برای نمایش بهتر نیاز به استفاده از کوکی دارد Cookie policy. I accept cookies from this site.Agree