آیات در کلام اهل البیت علیهم السلام- سوره اعراف آیه 43

وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (الأعراف الایة 43 )

وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (الأعراف الایة 43 ) و هر گونه كينه‌اى را از سينه‌هايشان مىزداييم . از زير [ قصرهاى ] شان نهرها جارى است ، و میگويند : « ستايش خدايى را كه ما را بدين [ راه ] هدايت نمود ، و اگر خدا ما را رهبرى نمیكرد ما خود هدايت نمی يافتيم . در حقيقت ، فرستادگانِ پروردگارِ ما حق را آوردند . » و به آنان ندا داده میىشود كه اين همان بهشتى است كه آن را به [ پاداش ] آنچه انجام مىداديد ميراث يافته‌ايد .

در كافى- از حضرت صادق امام عليه السّلام قال: اذا كان يوم القيمة دعى بالنّبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بامير المؤمنين عليه السّلام و بالائمّة من ولده عليهم السّلام فينصبون للنّاس، فاذا رأتهم شيعتهم قالوا الحمد للّه الّذى هدانا لهذا. الايه يعنى هدانا اللّه فى ولاية امير المؤمنين عليه السّلام و الائمّة من ولده. فرمود در اين آيه: روز قيامت خوانده شوند حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امير المؤمنين عليه السّلام و ائمه از اولاد او، پس نصب شوند براى مردم. چون شيعيانشان ايشان را ببينند گويند: حمد براى خدايى كه هدايت فرمود ما را به اين، يعنى ولايت امير المؤمنين عليه السّلام و ائمه از اولاد آن حضرت.

(تفسير اثنا عشري، حسین حسینی شاه عبد العظیمی، جلد‏4، صفحه: 70)

تفسير اثنا عشرى

تفسير اثنا عشرى، تفسيرى است فارسى در 14 مجلد تا آخر سوره مرسلات، از تفاسير شيعه دوازده امامى، ساده و قابل فهم براى توده مخاطبانى كه با زبان عربى آشنايى ندارند. با جهت‏گيرى تحليلى، هدايتى و ارشادى و با رويكردى لغوى و روايى، كه جنبه روايى آن غلبه دارد.

اين تفسير خلاصه تفسيرى است كه مؤلف به شكل مفصل و حاوى 22 جزء قرآن قبلا نگاشته و فرصت تكميل آن را پيدا ننموده است.

مقدمه تفسير

كتاب با پيش درآمدى در باب مقدمات تفسير مانند تعريف تفسير، تاويل و ترجمه و فرق ميان آنها، و بحثهاى روائى از قبيل، تمسك به قرآن، حاملين علم آن، منع تفسير به راى، سبب نزول، كيفيت نزول و اقسام آن، اعجاز قرآن، اسامى آن، ثواب قرائت، آداب قرائت و نوادرى در مطالب اعتقادى نسبت به قرآن از قبيل، قراء سبعه، عدد آيات و...، شروع مى‏گردد و سپس به تفسير مى‏پردازد.

مصادر تفسير

مفسر محترم در تأليف اثر خود بر مصادر تفسيرى و روايى مختلفى اعتماد داشته كه برخى از آنها از اين قبيلند: در تفاسير: تبيان، مجمع البيان، برهان، نور الثقلين، صافى، منهج الصادقين، روح الجنان، عياشى و قمى و از منابع روائى: كافى، نهج البلاغة، بحار الانوار، عيون اخبار الرضا، معانى الاخبار، الغدير و برخى منابع روايى اهل سنت.

روش تفسير

روش چينش مطالب بدين گونه است كه در آغاز سوره، اطلاعات كلى درباره آن را ارائه مى‏دهد كه عبارتند از: مكى، مدنى بودن، نام سوره و ترجيح آن نسبت به نامهاى ديگر، تعداد آيات، كلمات حروف، ترتيب نزول، فضيلت و ثواب تلاوت آن.

تحقيقاتى درباره مفاهيم و معارف قرآنى دارد كه گاه جنبه خطابى يا ادبى دارد و گاه با زبان علمى و فلسفى بيان مى‏شود. پس از قرآن در فهم آيات از اخبار و احاديث خصوصا اخبار اهل البيت( ع) بدون ذكر سند و راوى حديث استفاده مى‏كند نقد و ارزيابى اقوال و طرح ديدگاه‏هاى تفسيرى و كلامى كمتر به چشم مى‏خورد.

مفسر در سير معمولى خود( ذكر آيه، ترجمه، تفسير كلمات و آيات، نقل روايات و نقل اقوال تفسيرى) تفسير آيه را به شكل تحليلى در معناى آيه بيان مى‏دارد، بدون اينكه متعرض بحثهاى مفصل لغوى و قرائت گردد. در اين باب به تدبر در قرآن و يافتن دعوت قرآنى و توجه به هدايت آن، اهتمام مى‏ورزد.

مباحث عقايدى را نيز بدون مطرح كردن اختلافات و ادله آن در حدّ بيان آيه، دنبال مى‏كند. در اين مباحث، ديدگاه شيعه دوازده امامى را در باب امامت، عصمت، صفات خداوند، جبر و اختيار و رؤيت خداوند، بدون خارج از شدن از دايره تفسير، و با استشهاد به روايات ائمه عليهم السلام، بيان مى‏دارد.

روش وى در مباحث فقهى نيز گذرا و در حدّ بيان احكام آيات است و به استدلال اقوال و ديدگاههاى مختلف نمى‏پردازد بلكه به بيان تفسيرى آيه، سبب نزول و روايات منقول از ائمه« عليهم السلام» در حكم فقهى آن، اكتفا مى‏نمايد.

نسبت به اسرائيليات و مطالبى كه چهره انبياء الهى و قرآن را مشوش مى‏كند، بنا را بر عدم نقل گذاشته و به كسانيكه اينگونه مطالب را نقل و مطرح مى‏نمايند، شديدا حمله مى‏كند و حق در آن مسئله را آشكار مى‏دارد.

به عنوان نمونه ذيل آيه 102 سوره بقره«و ما أنزل على الملكين ببابل هاروت و ماروت»منقولات از ابن عباس، سدى و كلبى را مطرح كرده، نقد مى‏نمايد و با روايات ائمه« عليهم السلام» عصمت ملائكه را اثبات مى‏كند. جلد 1 صفحه 217.

ايشان مطالب خود را در قالب تعابيرى چون، فوائد، تنبيه، تبصره، تحقيق، تنظيم و خاتمه بيان مى‏دارد.

نسخه شناسى

اين اثر توسط شركت طبع كتاب تهران در سال 1334- 1339 ش، براى نخستين بار به چاپ رسيد. نگارش آن در سالهاى 1375- 1381 ق انجام گرفته و برخى مجلدات آن توسط انتشارات فراهانى در تهران به سال 1377 ق نشر يافته است. آن چاپ در 8 مجلد با قطع وزيرى و بالغ بر 5000 صفحه بوده است.

نسخه حاضر در سال 1363 ش،( 1404 ه) در چهارده مجلد با قطع وزيرى توسط انتشارات ميقات به چاپ رسيده است.

فهرستى از مطالب كتاب بر اساس سوره‏هاى تفسير شده در جميع مجلدات، انتهاى جلد اول، راهنماى محققان خواهد بود. در اين نسخه آيات و روايات اعراب گذارى شده و مدارك و منابع اقوال و آدرس آيات در پاورقى آورده شده است. در جلد اول و دوم آن مقدماتى توسط مؤلف ارائه شده است.

منابع مقاله

1- مقدمات مؤلف در جلد 1 و 2 و ساير مجلدات تفسير اثنا عشرى

2- دانشنامه قرآن و قرآن پژوهى به كوشش بهاء الدين خرمشاهى ج 1 ص 663 و ص 939

3- المفسرون حياتهم و منهجهم سيد محمد على ايازى ص 257

4- طبقات مفسران شيعه دكتر عقيقى بخشايشى ج 4 ص 405

5- آيينه دانشوران سيد عليرضا ريحان يزدى ص 516- 517 با مقدمه و تعليقات و اضافات ناصر باقرى بيدهندى

6- دائرة المعارف تشيع ج 4 صفحه 57

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

سایت شما برای نمایش بهتر نیاز به استفاده از کوکی دارد Cookie policy. I accept cookies from this site.Agree