آیات در کلام اهل البیت علیهم السلام- سوره نساء آیه 174 و مائده آیه 37

يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُبِينًا (النساء الایة   174  -  رساله تولی و تبری - مرحوم ایة الله شیخ جواد حنائی کربلائی

يُرِيدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنْهَا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُقِيمٌ (المائدة الایة 37 )  -  تفسیر عیاشی

 

يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُبِينًا (النساء الایة 174 ) اى مردم ، در حقيقت براى شما از جانب پروردگارتان برهانى آمده است ، و ما به سوى شما نورى تابناك فرو فرستاده‌ايم .

در تفسیر عیاشی حضرت امام صادق علیه السلام درباره قول خدای متعال وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُبِينًا فرمودند: نور علی علیه السلام است.

ودرکتاب احتجاج به نقل ازحضرت امام باقر علیه السلام آمده است: رسول الله صلی الله علیه واله وسلم درخطبه روز غدیر فرمود: ای مردم! ایمان بیاورید به خدای تعالی و رسول او و نوری که نازل شده است با او؛ ای مردم! آن نور از جانب خدای تعالی در من قرار گرفته ؛ سپس درعلی علیه السلام و سپس درنسل او تا قائمم مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.

پس معلوم شد نور بر پیغمبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم وبرائمه اطهار علیهم السلام و برحضرت زهراء سلام الله علیها اطلاق شده است؛ چون نور آن مخدره از نور پیغمبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم خلق شده ؛ به مقتضای احادیث زیادی که در جای خود مذکور است . وهمچنین معلوم شد که ضد نور ظلمت است و بر دشمنان ایشان اطلاق گردیده مخصوصا برخلفای ثلاثه لعنت الله علیهم و علی اتباعهم اجمعین.

( رساله تولی و تبری صفحه 14 مرحوم ایة الله شیخ جواد حنائی کربلائی)

 

 

يُرِيدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنْهَا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُقِيمٌ (المائدة الایة 37 ) میخواهند كه از آتش بيرون آيند ، در حالى كه از آن بيرون آمدنى نيستند ، و براى آنان عذابى پايدار خواهد بود .

عن أبي بصير قال: سمعت أبا جعفر علیه السلام يقول: عدو علي علیه السلام هم المخلدون في النار، قال الله: «وَ ما هُمْ بِخارِجِينَ مِنْها».

ابا بصیر گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام میفرمودند:دشمنان علی علیه السلام تا آخر وهمیشگی در آتش جنهم هستند ؛ خداوند متعال میفرماید: و هرگز از آتش جهنم بیرون نخواهند آمد و در آنجا مستقر همیشگی هستند.                      

 

عن منصور بن حازم قال قلت لأبي عبد الله علیه السلام «وَ ما هُمْ بِخارِجِينَ مِنَ النَّارِ»            

قال: أعداء علي هم المخلدون في النار أبد الآبدين و دهر الداهرين . راوی گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم منظور این آیه (هرگز از آتش جهنم بیرون نخواهند آمد) چه کسانی هستند؟ حضرتش فرمودند : دشمنان حضرت علی علیه السلام هستند ایشان در آتش جهنم جودانه وتا روزگار هست ایشان درجهنم جایگاهشان خواهد بود.

( تفسير عیاشی ؛ محمد بن مسعود عیاشی رحمة الله علیه ، جلد‏1، صفحه: 318)

 

 

تفسير عَيّاشى

از تفسيرهاى كهن امامى متعلق به عصر غيبت صغرا( 260- 329)، تأليف ابو نصر محمد بن مسعود عيّاشى. در تفسير عيّاشى، همچون ديگر آثار اماميه اين دوره، جنبه روايى غالب است, با اين حال، به دليل توجه مؤلف به آيات الاحكام، ويژگى فقهى اين تفسير بيشتر از ديگر تفاسير كهن اماميه، همچون تفسير فرات كوفى و تفسير على بن ابراهيم قمى است( براى نمونه عيّاشى، ج 1، ص 192، 238، 248).

روش تفسير

عيّاشى نخست در مقدمه‏اى كوتاه به ذكر احاديثى در فضيلت قرآن كريم، ترك روايت احاديث مخالف با قرآن، مطالب مذكور در قرآن و لزوم مراجعه به ائمه اطهار عليهم السلام براى فهم و تفسير قرآن، پرداخته است( همان، ج 1، ص 74- 97). سپس آياتى را تفسير كرده كه در آنها رواياتى از ائمه عليهم السلام درباره اعتقادات و آموزه‏هاى شيعى- بويژه در فضائل اهل بيت عليهم السلام و منقصت دشمنان ايشان- رسيده است. بيشتر اين روايات از امام باقر و امام صادق عليهما السلام نقل شده است. رجال شناسان امامى، با وجود ستودن عيّاشى، گفته‏اند كه وى از افراد ضعيف روايت مى‏كرده است( نجاشى، ص 350, طوسى، ص 317- 320).

در تفسير عيّاشى، علاوه بر مطالب تفسيرى و فقهى، به مسائل كلامى نيز پرداخته شده است, مثلا عيّاشى در بحث از جبر و تفويض، رواياتى دالّ بر رد هر دو نظريه جبر و تفويض آورده و نظرى موافق با« امر بين أمرين» ارائه كرده است( ج 2، ص 140- 141). عيّاشى رواياتى درباره فرقه‏هاى شيعى و ديگر فرق، از جمله واقفه و خوارج و عِجليّه و قَدَريه، آورده است( همان، ج 2، ص 55، 104، 112، 124- 125، 163, براى آگاهى از جنبه‏هاى قصصى همان، ج 1، ص 145- 149، ج 2، ص 154- 155).

متن موجود تفسير عيّاشى نوشته‏اى مرسل است كه در آن اسناد احاديث ذكر نشده است و تفسير قرآن كريم را از ابتدا تا سوره كهف در بر دارد، اما بر اساس مطالبى كه از اين تفسير در آثار دوره‏هاى بعدى آمده، احتمالا در اصل شامل تمامى قرآن بوده است. نوشته موجود ظاهرا اندكى پس از وفات مؤلف تدوين يافته است. تدوين كننده، بنابر گزارش خود وى اسناد را حذف كرده تا در فرصتى مناسب، اين متن را نزد كسى كه آن را به طريق سماع يا اجازه از مؤلف يا احتمالا از شاگردان وى به دست آورده، برخواند( همان، ج 1، ص 73, درباره انتقاد محمد باقر مجلسى از اين كار ج 1، ص 28). حاكم حَسكانى در شواهد التنزيل از متن مسنَد تفسير استفاده كرده است و گويا متن مسند تفسير تا زمان ابن طاووس( متوفى 664) در دست بوده است( ابن طاووس، ص 79).

از مقايسه روايات دالّ بر وقوع تحريف در قرآن كريم در تفسير عيّاشى با نسخه خطى قِرائات احمد بن محمد سَيارى، بر مى‏آيد كه اين اثر منبع عيّاشى در نقل روايات بوده است( براى نمونه عسكرى، ج 3، ص 114- 115، 259، 262، 264)، حال آنكه رجال شناسان امامى روايات منقول از سيارى را بسيار ضعيف دانسته و در مسائل فقهى به آنها بى‏اعتنا بوده‏اند( خوئى، ج 2، ص 282- 284). براساس مطالب مشابه در تفسير عيّاشى و تفسير على بن ابراهيم قمى، احتمالا اين دو اثر منابع مشتركى داشته‏اند( براى نمونه عيّاشى، ج 1، ص 109- 113، 145- 149, قمى، ج 1، ص 36- 41، 55- 58)، از جمله تفسير جابر بن يزيد جُعفى( متوفى 128) كه عيّاشى روايات فراوانى از آن نقل كرده است. تفسير ابو الجارود زياد بن مُنذر نيز از منابع مشترك اين دو بوده است، گو اينكه بخشهاى منقول از تفسير مذكور در دو اثر همانند نيست و هر يك از آنان از بخشهاى مختلف آن استفاده كرده‏اند. نصوص بر جا مانده از تفسير عيّاشى در شواهد التنزيل نيز حاكى از آن است كه عيّاشى از برخى منابع تفسيرى اهل سنّت استفاده كرده است( براى نمونه عيّاشى، ج 3، ص 153، 163- 165).

از تفسير عيّاشى نسخه‏هاى خطى و چاپهاى مختلفى در دست است، از جمله چاپ هاشم رسولى محلاتى در 1340 ش( براى آگاهى بيشتر درباره مشخصات نسخه‏ها و نيز منابع ديگر- بكائى، ج 6، ص 2352, سزگين، ج 1، جزء 1، ص 99). بنياد بعثت قم نيز اين تفسير را در 1379 ش / 1421 در قم چاپ كرده است. در تصحيح اين چاپ از تمام نسخه‏هاى موجود استفاده نشده، اما در آن 116 مورد از نصوص مفقود- كه در ديگر متون امامى و غير امامى نقل شده‏اند- گردآورى شده است كه تفسير كل قرآن را شامل مى‏شود. همچنين در اين چاپ اسنادها و طريق روايت عيّاشى به افراد مختلف ذكر شده است.

منابع

ابن طاووس، سعد السعود،[ نجف 1369 / 1950]، چاپ افست قم‏[ بى‏تا.], محمد حسن بكائى، كتابنامه بزرگ قرآن كريم، تهران 1374 ش-, خوئى, فؤاد سزگين، تاريخ التراث العربى، ج 1، جزء 1، نقله الى العربية محمود فهمى حجازى، رياض 1403 / 1983, محمد بن حسن طوسى، الفهرست، چاپ الويس اسپرنگر، هندوستان 1271 / 1853، چاپ محمود راميار، چاپ افست مشهد 1351 ش, مرتضى عسكرى، القرآن الكريم و روايات المدرستين، تهران 1378 ش, محمد بن مسعود عيّاشى، التفسير، قم 1421, على بن ابراهيم قمى، تفسير القمى، چاپ طيب موسوى جزائرى، نجف 1387، چاپ افست قم‏[ بى‏تا.], مجلسى, احمد بن على نجاشى، فهرست اسماء مصنّفى الشيعة المشتهر برجال النجاشى، چاپ موسى شبيرى زنجانى، قم 1407

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

سایت شما برای نمایش بهتر نیاز به استفاده از کوکی دارد Cookie policy. I accept cookies from this site.Agree