آیات در کلام اهل البیت علیهم السلام- سوره آل عمران آیات 103 و 144

1) وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ...(ال عمران الایة 103 )  -  تفسير فرات الكوفي، ابوالقاسم فرات الکوفی

2) وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ (آل عمران الایة:144

وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ...(ال عمران الایة 103 ) و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد ، و پراكنده نشويد ...

عن أبان بن تغلب قال؛ قال أبو جعفرعلیهما السلام ولاية علي بن أبي طالب علیه السلام الحبل الذي قال الله [تعالى فيه‏] وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا فمن تمسك به كان مؤمنا و من تركه خرج من الإيمان.

راوی از امام محمد باقر علیه السلام نقل میکند که آن حضرت فرمودند: ولایت (یعنی قبول کردن امامت حضرتش ) همان ریسمانی استکه خداوند در قران فرموده: و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد ، و پراكنده نشويد وهرکسیکه به او چنگ زند (یعنی پیرو حضرتش شود) پس اومؤمن واز اهل ایمان آورندگان است وهرکسیکه حضرتش را رها کرده ؛ جزو ایمان آورندگان نیست ( یعنی از اهل کفر است). تفسير فرات الكوفي، صفحه: 91 ابوالقاسم فرات الکوفی

مراد تفرقه در ولايت است، چنانچه انس بن مالك روايت نموده از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود: بنى اسرائيل هفتاد و يك فرقه شدند كه يكى از آنها نجات يافته و هفتاد فرقه ديگر در دوزخ هستند، امّت عيسى بعد از او هفتاد و دو فرقه شدند كه يك فرقه ناجى و بقيّه در جهنم می ‏باشند و امّت من هفتاد و سه فرقه، و همه به جهنم روند، مگر يك فرقه، عرض كردند كدام فرقه؟ دست به شانه حضرت على عليه السّلام گذاشت، فرمود: اين شخص و اولاد و اتباع او بعد آيه شريفه تلاوت فرمود: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا.

تفسير برهان- على بن ابراهيم قمى رضوان اللّه عليه از حضرت باقر عليه السّلام روايت نموده در آيه وَ لا تَفَرَّقُوا قال:

انّ اللّه تبارك و تعالى علم انّهم سيفترقون بعد نبيّهم و يختلفون فنهاهم عن التّفرّق كما نهى من كان قبلهم فامرهم ان يجتمعوا على ولاية ال محمّد عليهم السّلام و لا يتفرّقوا. فرمود: بدرستى كه خداوند تبارك و تعالى دانا بود كه ايشان بزودى تفرقه شوند بعد از پيغمبرشان و اختلاف كنند. پس نهى فرمود آنها را از تفرق، چنانچه نهى نمود كسانى كه پيش از ايشان بودند. پس امر فرمود كه مجتمع شويد بر ولايت آل محمد عليهم السّلام و متفرق نشويد. ( تفسير اثنا عشري حسین حسینی شاه عبد العظیمی، ج‏2، ص: 196)

 

وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ (آل عمران الایة:144 و محمد ، جز فرستاده‌اى كه پيش از او [ هم ] پيامبرانى [ آمده و ] گذشتند ، نيست . آيا اگر او بميرد يا كشته شود ، از عقيدهء خود برمیگرديد ؟ و هر كس از عقيدهء خود بازگردد ، هرگز هيچ زيانى به خدا نمیرساند ، و به زودى خداوند سپاسگزاران را پاداش میدهد .

در بحار الانوار علامه مجلسی رحمة الله علیه از تفسیر عیاشی از عبد الصمد بن بشیر از امام صادق علیه السلام روایت میکند که آن حضرت سؤال کردند؟ که آیا می دانید که پیغمبر صلی الله علیه واله وسلم وفات کرد یا کشته شد؟ خداوند متعال می گوید: أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ آيا اگر او بميرد يا كشته شود ، از عقيدهء خود برمیگرديد سپس فرمودند: قبل از موتش زهر داده شد؛ به درستی که آن دوزن (عایشه و حفصه لعنة الله علیهما) او را زهر دادند . پس ما گفتیم : آن دو زن و پدرشان بد ترین کسانی هستند که خداوند خلق فرموده است. (رساله تولی وتبری مرحوم ایة شیخ جواد کربلائی صفحه:75

 

تفسير فرات كوفى

« تفسير فرات» تفسير قرآن كريم است بر اساس روايات و اخبار غالبا شيعى و به زبان عربى، نوشته‏ى ابو القاسم، ابراهيم بن فرات بن ابراهيم كوفى( زنده در سال 307 ق).

از آنجا كه اين تفسير از كهن‏ترين تفاسير تاريخ اسلام و بالاخص شيعه مى‏باشد، در معرفى اين تفسير، معمولا به قدمت و تقدم آن توجه‏مى‏شود. هم چنين شخصيت مؤلف« ابراهيم بن فرات كوفى» نيز به سبب ذكر در كتب رجالى، بيش از خود كتاب مورد توجه قرار گرفته است چه اين كه وى، استاد روايات و احاديث بوده و خود نيز شيوخ فراوان روايى دارد.( ر. ك ادامه‏ى مقاله) اين دو علت منجر شده است كه ارزش علمى و تفسيرى كتاب در هاله‏اى از مهجوريت قرار گيرد، لذا شايسته به نظر مى‏رسد كه به خود تفسير بيشتر توجه شود.( ر. ك: عبد اللّه موحدى نسب، آينه پژوهش، ص 33, دائرة المعارف شيعه ج,) هر چند كه صفحات تاريخ، اطلاع اندكى از سرگذشت مولف و ديدگاه فكرى و اعتقادى وى در اختيار دارد و براى تحقيق بيشتر مى‏بايست به آثار وى و مهمتر از همه به كتاب تفسيرش، پناه برد!

*مذهب مولف       ابتدا

مولف كتاب به مناسبت‏هاى گوناگون، مراتب فضل و دانش خود را به خوبى اثبات مى‏كند. اما نكته جالب توجه در تفسير، كثرت روايات زيدى در آن است. اين منجر شده است كه مولف« زيدى» تلقى شود هر چند كه اين امر مى‏تواند حاكى از فضاى فكرى جامعه‏ى آن روز و يا محدوده‏ى سكونتى وى باشد. در هر صورت، اين تفسير با اندك غفلتى به سرعت در دامان تفاسير« زيدى» قرار مى‏گيرد زيرا على رغم كثرت روايات از امام كاظم( ع) و امام صادق( ع) و اشاراتى در عصمت آنان، اثرى در امامت ائمه اثنى عشر در آن ديده نمى‏شود. در مقابل رواياتى از« زيد بن على» نقل مى‏كند كه« عصمت» را فقط براى پنج تن از اهل بيت( ع) اثبات مى‏نمايد.

برخى همين مسلك خاص اعتقادى مصنف- و يا حداقل اعتنا و اهتمام وى به نقل اين گونه از اخبار- را دليل مهجوريت« كتاب» بر شمرده‏اند، چه اينكه« اماميه» و« اهل سنت» از اين گونه اقوال به شدت پرهيز دارند. گذشته از اين، آرا و اقوال« زيديه» در جهان اسلام به اندك طرفدارى و پيروى دچار شده است.( ابو القاسم فرات بن ابراهيم بن فرات كوفى، المقدمة، ص 11)

اندكى شرح حال و روايات مولف در ميان اماميه، با كثرت اخبار وى در كتابهاى« زيديه» جبران شده است و به وفور در مجامع روايى آن‏ها از« ابو القاسم فرات بن ابراهيم بن فرات كوفى» ذكرى به ميان آمده است. همانند كتاب« نسمات الاسحار» كه فرهنگ رجالى زيديه است و يا در كتاب« فضل زيارة الحسين» تاليف ابو عبد اللّه علوى شجرى زيدى كوفى( متوفى به سال 445 ق).( همانجا، ص 12) جز اين نظريه، وجود روايات ابو القاسم فرات بن ابراهيم بن فرات كوفى در كتابهاى معتبر اماميه، برخى را متقاعد كرده است كه وى امامى مسلك بوده و يا حداقل در برهه‏اى از زندگى‏اش امامى و زيدى بوده است.

*معرفى تفسير       ابتدا

تفسير، با مقدمه‏ى كوتاهى آغاز مى‏شود سپس با جمله‏ى« اما بعد هذا تفسير آيات القرآن مروى عن الأئمة عليهم السلام» به 9 روايت در معرفى قرآن مى‏پردازد. طبق ترقيم مصحح محترم كتاب، تفسير فرات داراى 777 روايت مى‏باشد. كتاب( با اندكى آشفتگى) به ترتيب فعلى سوره‏ها تنظيم شده است، بدون اينكه در تفسير آيات ترتيبى رعايت شده باشد. برخى از سوره‏ها هم تفسير نشده‏اند: الدخان، التغابن، نوح، المزمل، الإنفطار، البروج، الطارق، الاعلى، العلق، القارعة، الهمزة، الفيل، قريش، الماعون و المسد. اكثر روايات نقل شده در تفسير، ناظر به مقام والاى اهلبيت( عليهم السلام) مى‏باشد و در اين ميان،« ولايت حضرت امير المؤمنين( عليه السلام)» بيش از ديگران مورد توجه قرار گرفته است. البته اين اهتمام بيشتر به پنج تن آل عبا منعطف است و با توجه به گرايش احتمالى مولف به زيديه، تا امام سجاد( عليه السّلام) نيز كاملا مشهود است ولى در مورد ساير امامان( عليهم السلام) حجم روايات بسيار اندك مى‏نمايد.

اين تفسير به علل پيشگفته، كمتر در مجامع روايى و تفسيرى اماميه مطرح بوده است. تا قبل از مرحوم مجلسى در كتاب بحار الانوار، چندان اعتنايى به اين تفسير نبود. ابو القاسم، عبيد اللّه بن عبد اللّه بن احمد حسكانى معروف به حاكم حسكانى و مولف كتاب« شواهد التنزيل» تنها كسى است كه فراوان از تفسير فرات نقل مى‏كند.

غير از مرحوم مجلسى، شيخ حر عاملى در« وسايل الشيعة»، شيخ صدوق در« علل الشرايع» و« عيون اخبار الرضا» و« فضايل الاشهر الثلاثة» و« كمال الدين( يا اكمال الدين)» و« معانى الاخبار»، سيد عبد الكريم بن طاووس در« فرحة الغرى»، قطب الدين راوندى در« قصص الانبياء» و سيد بن طاووس در« مهج الدعوات» و« اليقين» از ابو القاسم فرات بن ابراهيم بن فرات كوفى و يا تفسيرش نقل مى‏كنند.

كتاب را ابو الخير، مقداد بن على حجازى مدنى از ابو القاسم، عبد الرحمن بن محمد بن عبد الرحمن حسينى( يا حسنى) از فرات نقل كرده است.( همو، ص 621 و 46) مشكل حذف اسانيد كتاب و ذكر آن در برخى نسخ، از معضلات تصحيح آن به شمار مى‏رود، به حدى كه مى‏بايست دو كتاب به نام تفسير فرات پنداشت، يكى اصل كتاب با اسانيد و راويان و ديگرى گزيده‏اى از تفسير!

*ديدگاه دانشمندان       ابتدا

علامه مجلسى در بحار الانوار: و تفسير فرات و إن لم يتعرض الأصحاب لمؤلفه بمدح و لا قدح لكن كون أخباره موافقة لما وصل إلينا من الأحاديث المعتبرة و حسن الضبط في نقلها مما يعطى الوثوق بمؤلفه و حسن الظن به و قد روى الصدوق رحمه اللّه عنه أخبارا بتوسط الحسن بن محمد بن سعيد الهاشمى و روى عنه الحاكم أبو القاسم الحسكانى فى شواهد التنزيل و غيره( علامه مجلسى، ج 1، ص 37)

*چاپ‏هاى تفسير       ابتدا

اين تفسير چندين بار با تصحيحات مختلف به طبع رسيده است:

- با تصحيح محمد كاظم، وزارت ارشاد اسلامى، تهران 1369 ش، در 720 صفحه,

- با تصحيح محمد على اردوبادى، مطبعه‏ى حيدريه، نجف اشرف 1354 ش، در 224 صفحه,-؟، مكتبه‏ى داورى، قم بى تا,

-؟، نشر ضياء القرآن، لاهور پاكستان بى‏تا( شيخ محمد حسين بكائى، ج 6، ص 2393),

ترجمه‏هاى تفسير فرات

عليرغم اهميت اين كتاب در تفسير و روايات، كمتر مورد توجه مترجمان قرار گرفته است:

- ترجمه‏ى اردو: مولانا ملك محمد شريف( م 1983 م)، مكتبة السجاد، ملتان پاكستان 1398 ق,

- ترجمه‏ى اردو: همو، انتشارات منظور پرنتينك، ملتان پاكستان بى تا( شيخ محمد حسين بكائى، ج 6، ص 2393),

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

سایت شما برای نمایش بهتر نیاز به استفاده از کوکی دارد Cookie policy. I accept cookies from this site.Agree