آیات در کلام اهل البیت علیهم السلام- سوره بقره آیه 185 -

يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ ... (سورة البقرة الایة 185 )   -  (تفسير جامع، جلد1، صفحه: 273 سید محمد ابراهیم بوجردی)

يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ ... (سورة البقرة الایة 185 ) خدا براى شما آسانى میخواهد و براى شما دشوارى نمیخواهد .                    

در محاسن بسند خود از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده در تفسير يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ فرمود يسر ولايت امير المؤمنين عليه السّلام است و عسر دوست داشتن دشمنان آن حضرت است . (تفسير جامع، جلد‏1، صفحه: 301 سید محمد ابراهیم بوجردی)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (سورة البقرة الایة 153 ) اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، از شكيبايى و نماز يارى جوييد زيرا خدا با شكيبايان است .

حضرت امام رضا عليه السّلام است فرمود: نيست آيه در قرآن بلفظ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مگر آنكه در حق ما ائمه نازل شده است و از طريق عامه موفق بن احمد كه از بزرگان علماى آنهاست بسند خود از ابن عباس روايت كرده كه گفت رسول خدا صلی الله علیه واله فرموده: نيست در قرآن آيه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مگر آنكه على امير المؤمنين عليه السّلام رئيس و امير و شريف آنانست. (تفسير جامع، جلد1، صفحه: 273 سید محمد ابراهیم بوجردی)

تفسير جامع

اثر سيد محمد ابراهيم بروجردى

انگيزه مؤلف از نوشتن تفسير جامع

تفسير جامع اثر سيد محمد ابراهيم بروجردى فرزند سيد محمد حسين و از اعيان تفسيرى قرن چهاردهم هجرى ساكن تهران مى‏باشد.

ايشان در مقدمه خود بر تفسير انگيزه خود را چنين مى‏نويسند:« دير زمانى بود شوق و آرزو داشتم كه ايكاش پروردگار جهانيان، اين بنده ضعيف را به لطف و كرم خود مفتخر مى‏فرمود و عنايت سبحانى و توفيق رحمانى شامل حالم ميشد تا تفسيرى فارسى با بيانى سهل و ساده از فرموده‏هاى ائمه اطهار و اولياى بزرگوار مينوشتم تا شيعيان فارسى زبان و تابعان آن محمد صلّى اللّه عليه و آله از آن بهره‏مند شوند و ذخيره‏اى براى روز معاد بشود، ليكن ابتلاآت روزگار و آلام روحى و جسمى موجب تأخير مى‏شد تا بر سبيل اتفاق به منزل يكى از دوستان متدين گذارم افتاد و صحبتى از تفسير قرآن و ودايع پيغمبر اكرم و اهميت آن دو ثقل بزرگ شد، مرا تحريص و ترغيب نمودند، در همان مجلس توفيق حضرت كبريايى و توجه نظر حضرت ولى عصر حجة ابن الحسن عسكرى روحى و ارواح العالمين له الفداء كه روز مولود مسعودش بود قرينم شد و بنام نامى آن امام همام از همان روز شروع به كار نمودم و آرزوهاى گذشته را به مرحله عمل درآوردم.»

*ديدگاه مفسر نسبت به تفاسير موجود       ابتدا

البته اين انگيزه مبتنى بر ديدگاه مفسر نسبت به تفاسير نوشته شده مى‏باشد، ايشان در همان مقدمه مى‏نويسند:« كتابهاى زيادى به نام تفسير به زبان عربى و فارسى از طرف خاصه و عامه نگاشته شده، ليكن در حقيقت بيشتر آنها را نمى‏توان تفسير ناميد. زيرا اكثر آنها تفسير به رأى بوده و تفسير به رأى حرام است چنانچه بعد از اين شرح داده خواهد شد، در قرآن كريم خداوند عظيم فرموده, تأويل قرآن را نمى‏داند كسى غير از خدا و راسخون در علم كه ائمه اطهار عليهم السلام مى‏باشند و تفسير منحصرا بيان ائمه و روايات رسيده از آنهاست و اينگونه تفسير معدود و آنهم بيش از چند تفسير نيست و در بعضى از آنها هم به ذكر ادبيات و اعراب قرآن پرداخته و از معانى صرفنظر شده و در اطراف قشر دور زده و از لب قرآن دور گشته‏اند.»

*معرفى تفسير و روش آن       ابتدا

اين تفسير به زبان فارسى و در هفت جلد، عهده‏دار تفسير تمامى قرآن به روش ترتيبى مى‏باشد. از تفاسير روايى معاصر كه از زاويه حديث به تفسير نگريسته محسوب مى‏گردد، همواره معانى آيات را با جستجو در روايات دنبال كرده است، از اين روى، نقش و روش اين تفسير، گردآورى روايات اهل بيت عصمت( ع) و گزينش آن بوده است. بنابراين هر جا موضوع و سخنى مربوط به آيه و سوره‏اى از قرآن بوده به روايات استشهاد كرده است.

ايشان در مقدمه مى‏نويسند:« ما به خواست خداوند آنچه را اهل نزول و خاندان وحى و تنزيل بيان و تفسير فرموده‏اند، عينا نقل بمعنى نمائيم و به زبان فارسى بيان كنيم و از هر گونه اظهار نظر( چون به نص روايات متواتره حرام است) خوددارى مى‏نماييم». در مقدمه كوتاه خود بر جلد دوم تفسير پس از ذكر روش خود با استناد به آيات و روايات سعى مى‏نمايد كه اظهار نظر در تفسير آيات را حرام و كفر بنماياند و براى اجتناب از اين حرام مى‏نويسد:« از اين جهت ما در اين تفسير از نقل آراء فاسده مردمان و بيانات فلاسفه و عرفاء و از سخنان ابو حنيفه و قتاده و عضدى مسلكان دورى جسته و صرف نظر نموديم و هرگز بيان نخواهيم كرد، چه اين عمل تجاوز كردن از امر و دستور خداوند و ائمه باشد.»

تفسير يا ترجمه كتب روايى؟

از سوى ديگر تفسير جامع در حقيقت گردآورى شده روايات تفسير منسوب به امام حسن عسكرى( ع) به تفسير عياشى و تفسير منسوب به على بن ابراهيم قمى است، نه جامع معانى و روشهاى تفسيرى، به همين دليل، تفسير جامع را بايد نوعى ترجمه اين چند كتاب روايى دانست، زيرا مؤلف در اين تفسير جز ترجمه و نقل روايات و ديدگاهها، در نقد و بررسى و تحليل كلمات، سخنى و توضيحى از خود نياورده است.

*منابع تفسير       ابتدا

ايشان در مقدمه دوازدهم خود، كتابهايى را كه از آنها روايات را نقل مى‏نمايد به شرح ذيل مى‏نويسد:« اول كتاب كافى شيخ كلينى، دوم فقيه و توحيد و اعتقادات و علل و ساير كتب ابن بابويه شيخ صدوق، سوم كتاب بصائر الدرجات محمد بن حسن صفار و سعد بن عبد الله قمى و تفسير عياشى، فرات بن ابراهيم، مناقب ابن شهرآشوب، كامل الزياره ابن قولويه و كتاب تفسير آيات ولايت اهل بيت( ع) محمد بن عباس ماهيار معروف بابن حجام است كه از كتب متقنه اخبار مى‏باشد.

ديگر اصل سليم بن قيس هلالى، كتاب تهذيب و استبصار شيخ طوسى، كتاب خصال و اكمال الدين و محاسن شيخ برقى و تفسير مجمع البيان طبرسى و تفسير برهان سيد هاشم بحرانى و اختصاص شيخ مفيد.»

در دنباله مطلب مى‏نويسند:« بايد دانست آنچه علماى شيعه تفسير نوشته‏اند در بيشتر آيات از تفسير شيخ ثقه ابى الحسن على بن ابراهيم بن هاشم قمى نقل نموده‏اند، زيرا تفسيرى است كه در زمان غيبت صغرى جمع آورى شده و آن بزرگوار استاد كلينى است. چنانكه قبلا بيان نموديم تفسير قرآن بايد فقط از ناحيه مقدسه ائمه طاهرين باشد و ما هم از گفتار ايشان ابدا تجاوز ننموده‏ايم، چه آن بزرگوار ثقه و در زمان غيبت صغرى مى‏زيسته و مسلما بذيل عنايت ولى عصر« عج» دسترسى داشته و تجاوز نكرده و به اندازه‏اى تسليم مقام مقدس ائمه( ع) بوده كه اگر در آياتى از ائمه معصومين روايتى به نظرش نرسيده و يا به آن دسترسى نداشته، اصولا در تفسيرش بحثى از آن آيات ننموده و سرتاسر آن تفسير كلمه يا جمله‏اى از خود او ديده نشده و تمام آن رواياتى است كه نقل نموده است، لذا اينجانب تفسير ايشان را عينا ترجمه نموده‏ام، كه در حقيقت احاديثى است كه آن مرحوم به سند خود از ائمه( ع) نقل مى‏نمايد و آياتى را كه ايشان تفسير ننموده‏اند، ما تمام آنها را با رواياتى كه در بيان و تفسير هر يك وارد شده بيان خواهيم نمود و همچنين روايات و احاديثى كه آن مرحوم در دسترس نداشته يا به نظرش نرسيده بوده، در آن آياتى كه ذكر نموده، نيز بيان مى‏نمائيم، در ذيل ترجمه تفسير آن مرحوم با فاصله خطى. علاوه، ترجمه قرآن را نيز به طور خلاصه در مقابل هر صفحه به ترتيب و نظمى كه بستگى به آيات دارد، بيان خواهيم نمود.»

با توجه به بيان ايشان تفسير جامع ترجمه تفسير قمى مى‏باشد كه با منابع روايى ديگر( كه از مؤلف ذكر شد) آن را تكميل نموده و با ضميمه كردن ترجمه آيات و برخى اطلاعات مختصر، نام آن را تفسير جامع نهاده و منظور، جامع تفسير قمى و روايات كتب روايى شيعه، مى‏باشد.

مقدمات دوازده‏گانه تفسير جامع

مفسر محترم قبل از ترجمه تفسير قمى و در واقع آغاز تفسير، مقدماتى را در دوازده بخش ارائه داده كه به ذكر عنوان آنها( براى آشنايى با تفسير و روش و محتويات آن) اكتفا مى‏كنيم.

مقدمه اول: فرق بين تفسير و تأويل و ترجمه.

دوم: حرام بودن تفسير به رأى و اظهار نظر نمودن در قرآن

سوم: علم و دانش قرآن منحصرا نزد ائمه( ع) مى‏باشد و ديگران را خداوند از اين دانش بهره‏اى نداده.

چهارم: در قرآن بيان هر چيزى است و از براى قرآن ظاهر و باطنهايى متعدد مى‏باشد.

پنجم: كيفيت و زمان جمع قرآن و بيان عدم تحريف قرآن و مراد از تحريف، بيان جمع اول، جمع دوم و جمع سوم قرآن.

مقدمه ششم: فضيلت قرآن و ثواب تلاوت آن.

هفتم: نامها و اسامى قرآن و چگونگى نزول آن.

هشتم: آداب تلاوت و صحيح‏ترين قرائت و ثواب قرائت قرآن

نهم: بيان آنكه تمام قرآن در شأن ائمه و دشمنان ايشان وارد شده است.

دهم: احاديثى كه مخالف قرآن است از ائمه( ع) نمى‏باشد.

يازدهم: معناى سوره و آيات و خواص قرآن به طور اختصار

دوازدهم: كتابهائيكه از آنها روايت مى‏كنيم.

پس از بيان مقدمات دوازده‏گانه به ترجمه مقدمات تفسير قمى مى‏پردازد.

*ديدگاه مفسر در عدم تحريف قرآن       ابتدا

ايشان معتقدند علمائى كه قائل به تحريف قرآن شده و نيز علمائى كه بطور كلى تحريف را رد مى‏كنند هر دو به افراط و تفريط رفته‏اند، بنابراين هم روايات تحريف را مى‏پذيرد و هم رواياتى كه قائلند قرآن موجود همان قرآنى است كه بر پيامبر( ص) نازل شده است و هيچ كم و كاستى و زيادى در آن راه نيافته است. منتهى مى‏فرمايد:« آنچه از قرآن بوسيله منافقين ساقط شده از قبيل تفسير و بيان و تأويل و شأن نزول بوده و از اجزاء و متن قرآن نبوده، پس تبديل و تحريف آن از لحاظ معنى مى‏باشد، يعنى قرآن را در تفسير و تأويل تحريف و تغيير دادند و آيات را بر خلاف تنزيل و معنى و فرموده ائمه( ع) حمل كرده‏اند و بيان آنان كه مى‏فرمودند« كذا نزلت» يعنى اين آيه اينطور نازل شده، مراد تنزيل و شأن آن است، نه آنكه با زيادتى نازل شده، پس اخبار تحريف تماما نظر به تأويل و شأن نزول دارند و ميان آنها و ظاهر آيه شريفه و اخبار ديگر مباينتى وجود ندارد، زيرا آيه و اخبار مى‏گويد، از لفظ قرآن چيزى ساقط نشده و اخبار تحريف مى‏گويد، شأن نزول قرآن را ساقط نمودند، پس هيچكدام مخالف با يكديگر نمى‏باشند. و ما از خود اخبار اين معناى تحريف و جمع اخبار را گرفته و اخذ نموده‏ايم، نه از رأى خود و شاهد بر اين جمع دلائلى چند است.» كه در دنباله مبحث، دلائل اين جمع را بيان مى‏كند. ج 1 ص 24

روش كلى مفسر در تفسير

پيش از اين گذشت كه روش اصلى مفسر در اين تفسير، روش روايى و مأثور است، كه با ذكر روايات اهل بيت« عليه السلام» به تفسير آيات و فرازهاى آنها مى‏پردازد. امّا از نظر ترتيب و ورود و خروج در مباحث، شيوه ايشان بدين گونه است كه: ابتداى سوره‏ها با ذكر نام سوره و احيانا، اشاره به وجه تسميه آن وارد بحث شده، اطلاعاتى راجع به مكى، مدنى بودن، ترتيب نزول، عدد آيات( به شمارش كوفيين و غير آنها)، تعداد كلمات و حروف، ارائه مى‏دهند، پس از آن به بيان فضيلت سوره و خواص آن مى‏پردازد.

سپس دسته آيات مورد نظر را مطرح و ترجمه آن را بازگو مى‏كند. اين بخش قسمت بالاى صفحه را تشكيل مى‏دهد، در قسمت دوم صفحه به تفسير آيات با كمك روايات مى‏پردازد و با ذكر منبع روايات و قائل آن ترجمه آن را بدون متن عربى مى‏آورد، قسمت سوم صفحه، ترجمه تفسير قمى است كه به تناسب دسته آيات، بيان مى‏گردد.

مفسر به تناسب برخى آيات، از مباحث موضوعى در حد لزوم، غفلت نورزيده و به بيان آن مى‏پردازد، مانند بحثى در حقيقت سحر و اقسام آن، عمل مرتاضان، سحر ساحران فرعونى و... كه در ذيل آيه 102 سوره بقره ج 1 ص 231، مطرح كرده‏اند.

در توضيح قصص قرآنى نيز، تابع روايات بوده و نظر شيعه را پيروى مى‏نمايد، بر اين اساس وارد جزئياتى مى‏شود كه روايات اهل بيت« عليهم السلام» مطرح كردند، مانند چگونگى ولادت يحيى و مريم( س) و حضرت عيسى( ع) در ج 1 ص 420 ذيل آيه 35 به بعد سوره بقره، كه تا ص 439 به آن مى‏پردازد.

مفسر مباحث فقهى را نيز با تفصيل بيان مى‏دارد، و احكام فقهى را با ديدگاه فقهاى شيعه از طريق روايات متعرض مى‏شود، مانند بحث خمس و احكام مختلف آن ذيل آيه 42 سوره انفال« و اعلموا انما غنمتم...» كه حدود ده صفحه در جلد 3 ص 54 به آن اختصاص مى‏دهد. و نيز مطرح كردن احكام وضو و غسل و تيمم و جنابت ذيل آيه 6 سوره مائده در ج 2 ص 174 تا ص 188.

با توجه به روايى بودن تفسير بطور طبيعى، مباحث مربوط به ولايت ائمه« عليهم السلام»، بخصوص ولايت حضرت امير المؤمنين على« عليه السلام» به طور مفصل بيان شده است، مانند نزول آيه اكمال دين( 3 مائده) در ج 2 ص 157 تا 163 و بحث غدير خم.

و نيز با توجه به روايى بودن تفسير، تفاوتى اساسى بين تفسير، تأويل، بيان مصداق و موارد تطبيق، ديده نمى‏شود و روايات همه با هم و با يك نظر، مطرح مى‏شوند، مانند تفسير عروة الوثقى در آيه 258 سوره بقره ج 1 ص 371، به امير المؤمنين عليه السلام و ائمه( ع)، كه در واقع اين بزرگواران، از مصاديق عروة الوثقى مى‏باشند.

در مواردى نيز كه امام معصوم« عليه السلام» به آيه توسل جسته استدلال مى‏نمايد يا به آيه استشهاد مى‏فرمايد، با ديده تفسير و شرح و توضيح آيه به آن نگريسته مى‏شود و از بقيه موارد تفكيك نشده است، مانند نقل روايت امام جواد عليه السلام ذيل آيه 38 سوره مائده در جلد دوم صفحه 207 به بعد.

نسخه‏شناسى

تفسير جامع به زبان فارسى در هفت جلد چاپ و منتشر شده است، چاپ نخست آن توسط كتابخانه صدر تهران ميان سالهاى 1334 تا 1340 شمسى انجام گرفته است، هر جلد آن حدود 550 صفحه وزيرى و مجموعا حدود 4000 صفحه مى‏باشد. فراغت مفسر از تأليف آن به تاريخ 5 / 10 / 1340 ش و 17 رجب 1381 قمرى مى‏باشد.

نسخه حاضر، چاپ سوم كتاب مى‏باشد كه در سال 1366 ش توسط همان ناشر انجام گرفته است. در پايان جلد اول، گواهى اجتهاد مؤلف محترم كه توسط آيت ا... سيد ضياء الدين اراكى« ره» صادر شده، درج گرديده است در ابتداى آن نيز مقدمات دوازده‏گانه مؤلف و مقدمات تفسير قمى آورده شده است.

انتهاى هر جلد فهرست مفصلى از موضوعات مطرح شده بر اساس ترتيب آيات موجود مى‏باشد.

منابع مقاله

1- مقدمات تفسير جامع جلد 1 و ساير مجلدات آن

2- دانشنامه قرآن و قرآن پژوهى ج 1 ص 689 بهاء الدين خرمشاهى

3- طبقات مفسران شيعه ج 4 صفحه 395 دكتر عقيقى بخشايش

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

سایت شما برای نمایش بهتر نیاز به استفاده از کوکی دارد Cookie policy. I accept cookies from this site.Agree