حجاب در زندگانی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

قبل از بیان روایات وتبیین مساله ی حجاب از دیدگاه حضرت فاطمه سلام الله علیها ، لازم است حضرت را بشناسیم البته گرچه در چند خط نمیتوان شخصیت این بانوی جهانیان را تحلیل نمود، بدلیل موضوع اصلی (حجاب) به چند روایت اکتفا میکنیم و در فرصتی دیگر دقیق تر بیان خواهیم نمود:

 

ازﺧﺪﺍﻭﻧﺪ - جل جلاله

ﺍﻱ ﺍحمد؛ ﺍﮔﺮ ﺗﻮ ﻧﺒﻮﺩﻱ ﺍﻓﻠﺎﻙ ﺭﺍ ﻧﻤﻲ ﺁﻓﺮﻳﺪﻡ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﻋﻠﻲ ﻧﻤﻲ ﺑﻮﺩ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﻤﻲ ﺁﻓﺮﻳﺪﻡ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻧﺒﻮﺩ ﺷﻤﺎ ﺩﻭ ﺗﻦ ﺭﺍ ﻧﻤﻲ ﺁﻓﺮﻳﺪﻡ. (ﻛﺸﻒ ﺍﻟﺂﻟﻲ، ﺗﺎﻟﻴﻒ ﺻﺎﻟﺢ ﺑﻦ ﻋﺒﺪﺍﻟﻮﻫﺎﺏ ﺑﻦ ﻋﺮﻧﺪﺱ)

ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺩﺭ ﺫﻳﻞ ﺁﻳﻪ ﺷﺮﻳﻔﻪ: «ﺍﻧﺎ ﺍﻧﺰﻟﻨﺎﻩ ﻓﻲ ﻟﻴﻠﻪ ﺍﻟﻘﺪﺭ» ﻓﺮﻣﻮﺩ ﻣﻘﺼﻮﺩ ﺍﺯ «ﻟﻴﻠﻪ» ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻭ ﻣﻘﺼﻮﺩ ﺍﺯ «ﻗﺪﺭ» ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﺳﺖ، ﻫﺮ ﻛﺲ «ﻓﺎﻃﻤﻪ» ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﮕﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﻭ ﺷﺎﻳﺎﻥ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺍﺳﺖ ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ «ﻟﻴﻠﻪ ﺍﻟﻘﺪﺭ» ﺭﺍ ﺩﺭﻙ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﻬﺖ «ﻓﺎﻃﻤﻪ» «ﻓﺎﻃﻤﻪ» ﻧﺎﻣﻴﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺍﻭ ﺑﺮﻳﺪﻩ ﻭ ﺩﻭﺭ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ.

همچنین در روایتی طولانی آمده است: ﻳﻌﻘﻮﺏ ﺑﻦ ﺟﻌﻔﺮ ﺑﻦ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﮔﻮﻳﺪ، ﺧﺪﻣﺖ ﻣﻮﺳﻰ ﺑﻦ ﺟﻌﻔﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺑﻮﺩﻡ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻯ ﻧﺼﺮﺍﻧﻰ ﻧﺰﺩ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺁﻣﺪ، ... ﻧﺼﺮﺍﻧﻰ ﮔﻔﺖ: ﺍﺀﺻﻠﺤﻚ ﺍﻟﻠّﻪ ﻣﻦ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺳﺆ ﺍﻝ ﻣﻰ ﻛﻨﻢ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ، ﺑﭙﺮﺱ. ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﻣﻦ ﺧﺒﺮ ﺩﻩ ﺍﺯ ﻛﺘﺎﺏ ﺧﺪﺍﻯ ﺗﻌﺎﻟﻰ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﺤﻤﺪ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﺪﺍﻥ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻪ و ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻌﺮﻓﻰ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ: ( (ﺣﻢ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺑﻜﺘﺎﺏ ﺭﻭﺷﻦ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺷﺒﻰ ﻣﺒﺎﺭﻙ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻳﻢ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺑﻴﻢ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﻳﻢ، ﺩﺭ ﺁﻥ ﺷﺐ ﻫﺮ ﺍﻣﺮ ﻣﺤﻜﻤﻰ ﺭﺍ ﻓﻴﺼﻞ ﺩﻫﻨﺪ . ﺳﻮﺭﻩ دخان آیه 1-4 ) ) ﺗﻔﺴﻴﺮ ﺑﺎﻃﻨﻰ ﺍﻳﻦ ﺁﻳﺎﺕ ﭼﻴﺴﺖ؟. ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺍﻣﺎ ﺣﻢ ﻣﺤﻤﺪ ﺻﻠﻰ ﻟﻠّﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻥ ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺑﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮ ﻫﻮﺩ ﻧﺎﺯﻝ ﮔﺸﺘﻪ ﻭ ﺍﺯ ﺣﺮﻭﻓﺶ ﻛﺎﺳﺘﻪ ﺷﺪﻩ (ﻳﻌﻨﻰ ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ ﻫﻮﺩ ﺍﺯ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻪ ﺣﻢ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﻭ ﺣﺮﻑ ﻡ ﺩ ﺁﻥ، ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺗﺨﻔﻴﻒ ﻳﺎ ﺟﻬﺖ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ ) ﻭ ﺍﻣﺎ ﻛﺘﺎﺏ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﻣﻴﺮﺍﻟﻤﺆ ﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺍﻣﺎ ﺷﺐ ﻣﺒﺎﺭﻙ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻋﻠﻴﻬﺎ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺍﻣﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ: ( (ﺩﺭ ﺁﻥ ﺷﺐ ﻫﺮ ﺍﻣﺮ ﻣﺤﻜﻤﻰ ﺭﺍ ﻓﻴﺼﻞ ﺩﻫﻨﺪ) ) ﻳﻌﻨﻰ ﺁﻥ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺧﻴﺮ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺯﺍﻳﺪ ﻭ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺁﻥ ﻣﺮﺩﻯ ﺣﻜﻴﻢ ﻭ ﻣﺮﺩﻯ ﺣﻜﻴﻢ ﻭ ﻣﺮﺩﻯ ﺣﻜﻴﻢ ﺍﺳﺖ (ﻳﻌﻨﻰ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﻭ ﺯﻳﻦ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﻳﻦ ﻋﻠﻴﻬﻢ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﻣﺎﻣﺎﻥ ﺩﻳﮕﺮ ﻫﻢ ﺑﺎﻳﻨﻬﺎ ﻋﻄﻒ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ). .... . اصول کافی جلد2

ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺳﻮﻝ ﺻﻠﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺑﻪ «ﻓﺎﻃﻤﻪ» ﻋﻠﻴﻬﺎﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩند: ﺍﻱ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮ ﺍﺳﻤﻲ ﺍﺯ ﺍﺳﺎﻣﻲ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺸﺘﻖ ﻛﺮﺩ ﺍﻭ «ﻓﺎﻃﺮ» ﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﻮ «ﻓﺎﻃﻤﻪ» ﻫﺴﺘﻲ.

ﻋﻠﻲ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩند: ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﻬﺖ «ﻓﺎﻃﻤﻪ»، «ﻓﺎﻃﻤﻪ» ﻧﺎﻣﻴﺪﻩ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﻭﺳﺘﺪﺍﺭﺍﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﺟﻬﻨﻢ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺖ.

ﺍﻫﺪﻧﺎ ﺍﻟﺼﺮﺍﻁ ﺍﻟﻤﺴﺘﻘﻴﻢ - ﺳﻮﺭﻩ ﻓﺎﺗﺤﻪ، 6 ﺟﺎﺑﺮﺑﻦ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺍﺯ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﻧﻘﻞ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ، ﻋﻠﻲ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﻭ ﺩﻭ ﭘﺴﺮﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺣﺠﺖ‌ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺑﺮ ﺁﻓﺮﻳﺪﮔﺎﻧﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭﻳﺎﻱ ﻋﻠﻢ ﺩﺭ ﺍﻣﺖ ﻣﻦ ﻣﻲ‌ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻳﺎﺑﺪ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍﺳﺖ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ.

ﻭ ﻫﻢ ﺍﻭ ﮔﻮﻳﺪ ﻛﻪ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﻨﻴﺪ، ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﻧﺎﭘﻴﺪﺍﺷﺪ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻣﺎﻩ ﺭﺍﻩ ﻳﺎﺑﻴﺪ، ﻫﺮ ﮔﺎﻩ ﻣﺎﻩ ﻧﺎﭘﻴﺪﺍ ﺷﺪ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺯﻫﺮﻩ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﻨﻴﺪ ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺯﻫﺮﻩ ﻧﺎﭘﻴﺪﺍﺷﺪ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺩﻭ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﻓﺮﻗﺪﻳﻦ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﻨﻴﺪ، ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ: ﺍﻱ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﻣﻘﺼﻮﺩ ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﻭ ﻣﺎﻩ ﻭ ﺯﻫﺮﻩ ﻭ ﻓﺮﻗﺪﻳﻦ ﭼﻴﺴﺖ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﻣﻨﻢ، ﻭ ﻣﺎﻩ ﻋﻠﻲ ﺍﺳﺖ، ﺯﻫﺮﻩ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻭ ﻓﺮﻗﺪﺍﻥ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺣﺴﻴﻦ ﻋﻠﻴﻬﻢ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﻣﻲ‌ﺑﺎﺷﻨﺪ.

ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺁﺩﻡ ﺍﺑﻮﺍﻟﺒﺸﺮ ﺭﺍ ﺁﻓﺮﻳﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﺡ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺍﻭ ﺩﻣﻴﺪ، ﺁﺩﻡ ﺑﻪ ﺟﺎﻧﺐ ﺭﺍﺳﺖ ﻋﺮﺵ ﻧﮕﺮﻳﺴﺖ، ﭘﻨﺞ ﻫﻴﻜﻞ ﻭ ﺷﺒﺢ ﻧﻮﺭﻱ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﻛﻮﻉ ﻭ ﺳﺠﻮﺩ ﺩﻳﺪﻩ ﮔﻔﺖ: ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ﺁﻳﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻛﺴﻲ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﺎﻙ ﻭ ﮔﻞ ﺁﻓﺮﻳﺪﻩ ﺍﻱ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻧﻪ، ﺍﻱ ﺁﺩﻡ، ﮔﻔﺖ ﭘﺲ ﺍﻳﻦ ﭘﻨﺞ ﻫﻴﻜﻠﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﻭ ﻗﻴﺎﻓﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﻲ‌ﺑﻴﻨﻢ ﻛﻴﺴﺘﻨﺪ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺍﻳﻨﺎﻥ ﭘﻨﺢ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺗﻮ ﻣﻲ‌ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﻤﻲ ﺁﻓﺮﻳﺪﻡ. ﺍﻳﻨﻬﺎ ﭘﻨﺞ ﺗﻨﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﭘﻨﺢ ﺍﺳﻢ ﺍﺯ ﺍﺳﺎﻣﻲ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺟﺪﺍ ﺳﺎﺧﺘﻪ (ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺳﺎﻣﻲ ﻧﺎﻣﻴﺪﻡ) ﺍﮔﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ، ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﺩﻭﺯﺥ، ﻋﺮﺵ ﻭ ﻛﺮﺳﻲ، ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﻭ ﻣﻠﺎﺋﻜﻪ ﻭ ﺍﻧﺲ ﻭ ﺟﻦ ﺭﺍ ﻧﻤﻲ ﺁﻓﺮﻳﺪﻡ، ﻣﻦ ﻣﺤﻤﻮﺩﻡ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻣﺤﻤﺪ ﺍﺳﺖ، ﻣﻦ ﻋﺎﻟﻲ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻋﻠﻲ ﺍﺳﺖ، ﻣﻦ ﻓﺎﻃﺮﻡ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ، ﻣﻦ ﺍﺣﺴﺎﻧﻢ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺣﺴﻦ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﻣﻦ ﻣﺤﺴﻨﻢ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺣﺴﻴﻦ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﻋﺰﺕ ﺧﻮﺩ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﻳﺎﺩ ﻛﺮﺩﻩ‌ﺍﻡ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻳﻚ ﺫﺭﻩ ﺑﻐﺾ ﻭ ﻛﻴﻨﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﻣﻦ ﻧﻴﺎﻭﺭﺩ ﻣﮕﺮ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﺧﻮﺩ ﻭﺍﺭﺩ ﺳﺎﺯﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﭘﺎﻛﻲ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻡ. ﺍﻱ ﺁﺩﻡ، ﺍﻳﻨﺎﻥ ﺑﺮ ﮔﺰﻳﺪﮔﺎﻥ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻓﺮﻳﺪﮔﺎﻧﻢ ﻣﻲ‌ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﻫﺎﺋﻲ ﺑﺨﺸﻴﺪﻩ، ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻫﻠﺎﻛﺸﺎﻥ ﻣﻲ‌ﻛﻨﻢ، ﺍﮔﺮ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﻴﺎﺯﻱ ﺩﺍﺭﻱ ﺑﻪ ﺍﻳﻨﺎﻥ ﺗﻮﺳﻞ ﺑﺠﻮﻱ. ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻣﺎ ﻛﺸﺘﻲ ﻧﺠﺎﺗﻴﻢ، ﻫﺮ ﻛﺲ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﭼﻨﮓ ﺯﻧﺪ ﻧﺠﺎﺕ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻭ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﻭﺭﻱ ﮔﺰﻳﻨﺪ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﻫﺮ ﻛﺲ ﻧﻴﺎﺯﻱ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻣﺎ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻛﻨﺪ.

{{{ مقام شفاعت حضرت زهراء سلام الله علیها }}}

جابربن عبدالله انصاری می گوید: به حضرت امام محمد باقر(علیه السلام ) عرض کردم: « فدایت شوم، یابن رسول الله! برای من حدیثی در فضیلت جده ات فاطمه زهراء بفرمایید تا هنگامی که آن را برای شیعیان بیان می کنم خوشحال گردند. امام محمد باقر ( علیه السلام ) فرمود: پدرم و او از جدم، از رسول خدا «صلی الله علیه واله وسلم » نقل می فرمود که: در روز قیامت برای انبیاء و رسل منبرهایی از نور برپا می شود و منبر من در روز قیامت از همه بلندتر است. آنگاه خداوند متعال می فرماید: «خطبه بخوان»، پس خطبه ای بخوانم که احدی از انبیاء و رسل مانند آن را نشنیده است. پس برای اوصیاء نیز منبرهایی از نور برافراشته می شود و در میان آنها منبری برای وصی من علی بن ابی طالب نصب می گردد که از همه بلندتر است؛ آنگاه خداوند به حضرت علی«علیه السلام» می فرماید خطبه بخوان، پس خطبه ای می خواند که احدی از اوصیاء مانند آن نشنیده است.

آنگاه برای فرزندان انبیاء و رسل منبرهایی از نور نصب می گردد، پس برای دو فرزند و نوه و دو ریحانه ایام حیاتم حسنین« علیهما السلام » منبری برپا می شود و به آنان گفته می شود خطبه بخوانید و آن دو خطبه هایی می خوانند که هیچ یک از فرزندان انبیاء و رسل مانند آن را نشنیده اند.

آنگاه برای فرزندان انبیاء و رسل منبرهایی از نور نصب می گردد، پس برای دو فرزند و نوه و دو ریحانه ایام حیاتم حسنین« علیهما السلام » منبری برپا می شود و به آنان گفته می شود خطبه بخوانید و آن دو خطبه هایی می خوانند که هیچ یک از فرزندان انبیاء و رسل مانند آن را نشنیده اند.

آنگاه منادی که جبرئیل است ندا می دهد: فاطمه دختر محمد« صلی الله علیه واله وسلم » کجاست؟ آنگاه حضرت فاطمه« علیها السلام » برمی خیزد، تا اینکه فرمود خدای تعالی می فرماید: « ای اهل محشر! کرامت و بزرگواری از آن کیست؟ محمد و علی و حسنین« علیهم السلام » عرض می کنند : برای خدای واحد قهار. آنگاه خداوند می فرماید: ای اهل محشر! من امروز کرامت و بزرگی را برای محمد و علی و فاطمه و حسنین« علیهم السلام » قرار دادم.

ای اهل محشر! سرها را پایین افکنده و چشم ها را ببندید، این فاطمه است که به سوی بهشت می رود. آنگاه جبرئیل شتر بهشتی می آورد، در حالی که دو طرفش را دیباج آویزان کرده اند و مهار آن از لؤلؤ تازه است. حضرت بر آن سوار می شوند و خدای متعال صدهزار فرشته را در طرف راست و صدهزار فرشته در سمت چپ وی می فرستد، و صدهزار فرشته را مأمور می فرماید تا حضرت فاطمه « سلام الله علیها » را روی بال های خود سوار کنند تا ایشان را به در بهشت برسانند. وقتی که به درب بهشت می رسند، حضرتش می ایستد، خدای متعال می فرماید: « ای دخت حبیب من! چرا توقف کردی و حال آنکه من تو را امر کرده بودم به بهشت من درآیی؟ حضرت صدیقه « سلام الله علیها » عرض می کند: « پروردگارا دوست می دارم که ارزش و قدر و قیمت من در مثل چنین روزی شناخته شود ». خداوند می فرماید: « یا بنت حبیبی! ارجعی فانظری من کان فی قلبه حب لک او لاحد من ذریتک خذی بیده فادخلیه الجنه!؛ ای دختر حبیب من! برگرد و بنگر هر که در قلبش محبت تو و یا محبت یکی از فرزندان تو باشد، دستش را بگیر و او را داخل بهشت نما.

حضرت امام محمد باقر« علیه السلام » فرمود: والله ای جابر! در آن روز حضرت زهراء « سلام الله علیها » شیعیان و دوستانش را برمی گزیند و انتخاب می کند، همانگونه که پرنده دانه نیکو را از دانه بد جدا می کند. وقتی که شیعیان سیده زنان دو عالم به آن بزرگوار نزدیک و بر درب بهشت می آیند، خدای تعالی در قلب آنان چنین می افکند که در آنجا بایستند. وقتی می ایستند خداوند می فرماید: « ای دوستان من! توقف شما برای چیست؟ » و حال آنکه فاطمه دخت حبیب من شفاعت شما را نموده است؟ پاسخ دهند: پروردگارا ما دوست داریم که در چنین روزی ارزش و منزلت مان شناخته شود. خداوند می فرماید: « ای دوستان من! برگردید و ببینید چه کسی به خاطر آنکه شما فاطمه را دوست می داشتید، شما را دوست می داشت؟ چه کسی به شما به خاطر دوستی فاطمه زهراء « سلام الله علیها » غذا داد؟ چه کسی شما را به خاطر دوست داشتن فاطمه « سلام الله علیها » لباس پوشانید؟ چه کسی به شما به خاطر دوستی فاطمه« سلام الله علیها » شربتی نوشانید؟ چه کسی به خاطر فاطمه « سلام الله علیها » و دوستی وی، غیبت ؛ غیبت کننده ای را از شما رد کرد؟ پس دستش را بگیرید و او را وارد بهشت نمایید ( تفسير فرات الكوفي ابراهیم بن فرات کوفی رحمة الله علیه  صفحه 297 )

 

واما در خصوص حجاب هرآنچه بیان خواهیم نمود جایگاه حجاب از نظر حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها بوده و در خصوص حدود حجاب سخنی بیان نکردیم و مطلب را موکول میکنیم به مراجعه ی مستمعین به مراجع تقلیدشان چرا که محل بحث ندارد.

خداوند حق تعالی زنان اهل ایمان و عمل صالح را با مردان از نظر حیات طیبه و پاداش بهشت کاملا یکسان دانسته و کمترین فرقی بین مردان و زنان در زمینۀ ایمان و عمل صالح نگذاشته است.

سوره نور آیه 30

ﻭَ ﻗُﻞْ ﻟِﻠْﻤُﺆْﻣِﻨﺎﺕِ ﻳَﻐْﻀُﻀْﻦَ ﻣِﻦْ ﺃَﺑْﺼﺎﺭِﻫِﻦﱠﱠ ﻭَ ﻳَﺤْﻔَﻈْﻦَ ﻓُﺮُﻭﺟَﻬُﻦﱠﱠ ﻭَ ﻟﺎ ﻳُﺒْﺪِﻳﻦَ ﺯِﻳﻨَﺘَﻬُﻦﱠﱠ ﺇِﻟﺎﱠﱠ ﻣﺎ ﻇَﻬَﺮَ ﻣِﻨْﻬﺎ ﻭَ ﻟْﻴَﻀْﺮِﺑْﻦَ ﺑِﺨُﻤُﺮِﻫِﻦﱠﱠ ﻋَﻠﯽ ﺟُﻴُﻮﺑِﻬِﻦﱠﱠ ﻭَ ﻟﺎ ﻳُﺒْﺪِﻳﻦَ ﺯِﻳﻨَﺘَﻬُﻦﱠﱠ ﺇِﻟﺎﱠﱠ ﻟِﺒُﻌُﻮﻟَﺘِﻬِﻦﱠﱠ ﺃَﻭْ ﺁﺑﺎﺋِﻬِﻦﱠﱠ ﺃَﻭْ ﺁﺑﺎﺀِ ﺑُﻌُﻮﻟَﺘِﻬِﻦﱠﱠ ﺃَﻭْ ﺃَﺑْﻨﺎﺋِﻬِﻦﱠﱠ ﺃَﻭْ ﺃَﺑْﻨﺎﺀِ ﺑُﻌُﻮﻟَﺘِﻬِﻦﱠﱠ ﺃَﻭْ ﺇِﺧْﻮﺍﻧِﻬِﻦﱠﱠ ﺃَﻭْ ﺑَﻨِﯽ ﺇِﺧْﻮﺍﻧِﻬِﻦﱠﱠ ﺃَﻭْ ﺑَﻨِﯽ ﺃَﺧَﻮﺍﺗِﻬِﻦﱠﱠ ﺃَﻭْ ﻧِﺴﺎﺋِﻬِﻦﱠﱠ ﺃَﻭْ ﻣﺎ ﻣَﻠَﮑَﺖْ ﺃَﻳْﻤﺎﻧُﻬُﻦﱠﱠ ﺃَﻭِ ﺍﻟﺘﱠﱠﺎﺑِﻌِﻴﻦَ ﻏَﻴْﺮِ ﺃُﻭﻟِﯽ ﺍﻟْﺈِﺭْﺑَﺔِ ﻣِﻦَ ﺍﻟﺮﱢﱢﺟﺎﻝِ ﺃَﻭِ ﺍﻟﻄﱢﱢﻔْﻞِ ﺍﻟﱠﱠﺬِﻳﻦَ ﻟَﻢْ ﻳَﻈْﻬَﺮُﻭﺍ ﻋَﻠﯽ ﻋَﻮْﺭﺍﺕِ ﺍﻟﻨﱢﱢﺴﺎﺀِ ﻭَ ﻟﺎ ﻳَﻀْﺮِﺑْﻦَ ﺑِﺄَﺭْﺟُﻠِﻬِﻦﱠﱠ ﻟِﻴُﻌْﻠَﻢَ ﻣﺎ ﻳُﺨْﻔِﻴﻦَ ﻣِﻦْ ﺯِﻳﻨَﺘِﻬِﻦﱠﱠ ﻭَ ﺗُﻮﺑُﻮﺍ ﺇِﻟَﯽ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪِ ﺟَﻤِﻴﻌﺎً ﺃَﻳﱡﱡﻬَﺎ ﺍﻟْﻤُﺆْﻣِﻨُﻮﻥَ ﻟَﻌَﻠﱠﱠﮑُﻢْ ﺗُﻔْﻠِﺤُﻮﻥَ

ﺑﻪ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺑﮕﻮ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ [ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺤﺮﻣﺎﻥ] ﻓﺮﻭ ﮔﻴﺮﻧﺪ، ﻭ ﻋﻔﺎﻑ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﮐﻨﻨﺪ؛ ﺍﻳﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﭘﺎﮐﻴﺰﻩ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ؛ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ‌ﺩﻫﻴﺪ ﺁﮔﺎﻩ ﺍست...

آیه 59 سوره احزاب : یا أیها النبی قل لأزواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهن جلابیبهن ذلک أدنی أن یعرفن فلا یؤذین و کان الله غفورا رحیما» ای پیغمبر گرامی به زنان و دختران خود و زنان مؤمن بگو که خویشتن را به چادر بپوشانند که این کار برای این که آن ها به عفت و حریت شناخته شوند تا از تعرض و جسارت هوسرانان آزار نکشند بسیار نزدیک تر است و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

«جلابیبهن» یک لغت عربی و جمع است که جلباب مفردش می شود. کتاب های لغت جلباب را این گونه معنی کرده اند: پوشش گشاد پوشانندۀ سراپای بدن. شما از جلباب روسری و مانتو می فهمید. عرب به پارچۀ گشادی که وقتی زن سر می کند بدن را می پوشاند، حجم بدن و زیبایی بدن پنهان می شود، قد و قامت به درستی از زیر این پارچه پیدا نیست، و تمام بدن را فرا می گیرد را جلباب مي گويد. به زنان امت بگو، به دخترانت بگو، به زنان خودت هم بگو. مستقیم به تو دارم خطاب می کنم، خودم وارد مسألۀ حجاب شده ام که به تو دارم خطاب می کنم «یا أیها النبی» به همۀ این زنان بگو «یدنین علیهن من جلابیبهن» یعنی همۀ وجودشان نه فقط سرشان را «علیهن من جلابیبهن» این پارچۀ گشاد پوشاننده را «علیهن» نه «علی راسهن» به سراسر بدن بپوشانند. «ذلک أدنی أن یعرفن» این پوشش گشاد نزدیک تر به این حقیقت است که هر مردی و جوانی، زني را با این پوشش کامل بدنی ببیند. به نظر آن مرد این زن پاکدامنی است «فلا یؤذین» متلک به او گفته نمی شود، از او دعوت به گناه نمی شود، از او دعوت به برقرار کردن ارتباط نامشروع نمی شود. خدا، خدای عالم به همه چیز است؟ برای این که در جامعه متلک گویی نباشد، برای این که در جامعه مردان بی تقوا زبان درازی به زنان نکنند. اگر این پوشش باشد مورد این آزارها قرار نمی گیرند «و کان الله غفورا رحیما» اگر بعضی از این خانم ها قبلا در معرض دید مردان بوده اند حالا به این آیه عمل کنند، خودشان را بپوشانند من غفورم، گذشتۀ آن ها را می بخشم و رحیمم به آن ها مهربان می شوم.

اما ارتباط نامشروع با دختران و زنان كه بر طبق فرهنگ غرب در این زمان عادي شده است به حكم قرآن حرام است كه در سورۀ نساء آیۀ بیست و پنج و سورۀ مائده آیۀ پنج ارتباط دختر و پسر و روابط پنهاني را حرام نموده است.

اهمیت حجاب در زندگانی حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها :

ﭘﻮﺷﺶ ﻛﺎﻣﻞ ﻭ ﺷﺪﻳﺪ 26- ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻳﻦ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﻳﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ: ﺭﻭﺯﻱ ﻣﺮﺩﻱ ﻧﺎﺑﻴﻨﺎ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻭﺭﻭﺩ ﺧﻮﺍﺳﺖ، ﺣﻀﺮﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﻮﺷﺎﻧﻴﺪ، ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﭼﺮﺍ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﻮﺷﺎﻧﻴﺪﻱ ﺑﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺍﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﻤﻲ ﺑﻴﻨﺪ؟ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: ﺍﻱ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﺍﻭ ﻣﺮﺍ ﻧﻤﻲ ﺑﻴﻨﺪ ﻣﻦ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﻲ‌ﺑﻴﻨﻢ، ﺍﻭ ﺑﻮﻱ ﻣﺮﺍ ﺍﺷﺘﺸﻤﺎﻡ ﻣﻲ‌ﻛﻨﺪ، ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺳﻮﻝ ﻓﺮﻣﻮﺩ، ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻣﻲ‌ﺩﻫﻢ ﻛﻪ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﻩ ﺗﻦ ﻣﻨﻲ.

 

[ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺷﻤﺎﺭﻩ] (36) [ﺍﻟﻤﻨﺎﻗﺐ ﻟﺎﺑﻦ ﺷﻬﺮﺁﺷﻮﺏ ] [ﺍﻟﺨﺮﺍﺋﺞ ﻭ ﺍﻟﺠﺮﺍﺋﺢ ] ﺭُﻭِﻱَ ﺃَﻥﱠﱠ ﻋَﻠِﻴّﺎً ﺍﺳْﺘَﻘْﺮَﺽَ ﻣِﻦْ ﻳَﻬُﻮﺩِﻱٍّ ﺷَﻌِﻴﺮﺍً ﻓَﺎﺳْﺘَﺮْﻫَﻨَﻪُ ﺷَﻴْﺌﺎً ﻓَﺪَﻓَﻊَ ﺇِﻟَﻴْﻪِ ﻣُﻠﺎﺀَﺓَ ﻓَﺎﻃِﻤَﺔَ ﺭَﻫْﻨﺎً ﻭَ ﻛَﺎﻧَﺖْ ﻣِﻦَ ﺍﻟﺼﱡﱡﻮﻑِ ﻓَﺄَﺩْﺧَﻠَﻬَﺎ ﺍﻟْﻴَﻬُﻮﺩِﻱﱡﱡ ﺇِﻟَﻲ ﺩَﺍﺭٍ ﻭَ ﻭَﺿَﻌَﻬَﺎ ﻓِﻲ ﺑَﻴْﺖٍ ﻓَﻠَﻤﱠﱠﺎ ﻛَﺎﻧَﺖِ ﺍﻟﻠﱠﱠﻴْﻠَﺔُ ﺩَﺧَﻠَﺖْ ﺯَﻭْﺟَﺘُﻪُ ﺍﻟْﺒَﻴْﺖَ ﺍﻟﱠﱠﺬِﻱ ﻓِﻴﻪِ ﺍﻟْﻤُﻠﺎﺀَﺓُ ﺑِﺸُﻐُﻞٍ ﻓَﺮَﺃَﺕْ ﻧُﻮﺭﺍً ﺳَﺎﻃِﻌﺎً ﻓِﻲ ﺍﻟْﺒَﻴْﺖِ ﺃَﺿَﺎﺀَ ﺑِﻪِ ﻛُﻠﱡﱡﻪُ ﻓَﺎﻧْﺼَﺮَﻓَﺖْ ﺇِﻟَﻲ ﺯَﻭْﺟِﻬَﺎ ﻓَﺄَﺧْﺒَﺮَﺗْﻪُ ﺑِﺄَﻧﱠﱠﻬَﺎ ﺭَﺃَﺕْ ﻓِﻲ ﺫَﻟِﻚَ ﺍﻟْﺒَﻴْﺖِ ﺿَﻮْﺀﺍً ﻋَﻈِﻴﻤﺎً ﻓَﺘَﻌَﺠﱠﱠﺐَ ﺍﻟْﻴَﻬُﻮﺩِﻱﱡﱡ ﺯَﻭْﺟُﻬَﺎ ﻭَ ﻗَﺪْ ﻧَﺴِﻲَ ﺃَﻥﱠﱠ ﻓِﻲ ﺑَﻴْﺘِﻪِ ﻣُﻠﺎﺀَﺓَ ﻓَﺎﻃِﻤَﺔَ، ﻓَﻨَﻬَﺾَ ﻣُﺴْﺮِﻋﺎً ﻭَ ﺩَﺧَﻞَ ﺍﻟْﺒَﻴْﺖَ ﻓَﺈﺫَﺍ ﺿِﻴَﺎﺀُ ﺍﻟْﻤُﻠﺎﺀَﺓِ ﻳَﻨْﺸُﺮُ ﺷُﻌَﺎﻋُﻬَﺎ ﻛَﺄَﻧﱠﱠﻪُ ﻳَﺸْﺘَﻌِﻞُ ﻣِﻦْ ﺑَﺪْﺭٍ ﻣُﻨِﻴﺮٍ ﻳَﻠْﻤَﻊُ ﻣِﻦْ ﻗَﺮِﻳﺐٍ، ﻓَﺘَﻌَﺠﱠﱠﺐَ ﻣِﻦْ ﺫَﻟِﻚَ ﻓَﺄَﻧْﻌَﻢَ ﺍﻟﻨﱠﱠﻈَﺮَ ﻓِﻲ ﻣَﻮْﺿِﻊِ ﺍﻟْﻤُﻠﺎﺀَﺓِ ﻓَﻌَﻠِﻢَ ﺃَﻥﱠﱠ ﺫَﻟِﻚَ ﺍﻟﻨﱡﱡﻮﺭَ ﻣِﻦْ ﻣُﻠﺎﺀَﺓِ ﻓَﺎﻃِﻤَﺔَ، ﻓَﺨَﺮَﺝَ ﺍﻟْﻴَﻬُﻮﺩِﻱﱡﱡ ﻳَﻌْﺪُﻭ ﺇِﻟَﻲ ﺃَﻗْﺮِﺑَﺎﺋِﻪِ ﻭَ ﺯَﻭْﺟَﺘُﻪُ ﺗَﻌْﺪُﻭ ﺇِﻟَﻲ ﺃَﻗْﺮِﺑَﺎﺋِﻬَﺎ ﻓَﺎﺟْﺘَﻤَﻊَ ﺛَﻤَﺎﻧُﻮﻥَ ﻣِﻦَ ﺍﻟْﻴَﻬُﻮﺩِ ﻓَﺮَﺃَﻭْﺍ ﺫَﻟِﻚَ ﻓَﺄَﺳْﻠَﻤُﻮﺍ ﻛُﻠﱡﱡﻬُﻢْ. ﺑﻴﺎﻥ: ﺍﻟﻤﻠﺎﺀﺓ ﺑﺎﻟﻀﻢ ﻭ ﺍﻟﻤﺪ ﺍﻟﺈﺯﺍﺭ ﻭ ﺍﻟﺮﱠﱠﻳﻄﺔ. (110) ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ ﺧﺮﺍﺋﺞ ﻭ ﺟﺮﺍﺋﺢ (111) ﻭ ﺍﺑﻦ ﺷﻬﺮ ﺁﺷﻮﺏ ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ ﻣﻨﺎﻗﺐ ﻣﻲ‌ﻧﮕﺎﺭﻧﺪ: ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﺍﻣﻴﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﻲ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﻣﻘﺪﺍﺭﻱ ﺟﻮ ﺍﺯ ﺷﺨﺺ ﻳﻬﻮﺩﻱ ﻗﺮﺽ ﻛﺮﺩ، ﻳﻬﻮﺩﻱ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﻳﺪ ﭼﻴﺰﻱ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺭﻫﻦ ﺑﮕﺬﺍﺭﻱ، ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﻲ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﭼﺎﺩﺭ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻱ ﺯﻫﺮﺍﺀ را ﻛﻪ ﺍﺯ ﭘﺸﻢ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﻧﻬﺎﺩ، ﻳﻬﻮﺩﻱ ﺁﻥ ﭼﺎﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻃﺎﻕ ﻧﻬﺎﺩ. ﻭﻗﺘﻲ ﻛﻪ ﺷﺐ ﺷﺪ ﻭ ﺯﻥ ﻳﻬﻮﺩﻱ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﻛﺎﺭﻱ ﺩﺍﺧﻞ ﺁﻥ ﺍﻃﺎﻕ ﺷﺪ ﻧﻮﺭﻱ ﺭﺍ ﺩﻳﺪ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻱ ﺍﻃﺎﻕ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻱ ﺁﻥ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪ!! ﻓﻮﺭﺍً ﻧﺰﺩ ﺷﻮﻫﺮ ﺧﻮﻳﺶ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﻮﺭﻱ ﻛﻪ ﺩﻳﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺁﮔﺎﻩ ﻧﻤﻮﺩ. ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﻳﻬﻮﺩﻱ ﻛﻪ ﭼﺎﺩﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍﺀ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺗﻌﺠﺐ ﻛﺮ! ﻭﻗﺘﻲ ﻭﻱ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ ﻭ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﻃﺎﻕ ﺷﺪ ﻧﺎﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻣﻨﻈﺮﻩ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﮔﺮﺩﻳﺪ ﻛﻪ ﻧﻮﺭ ﺁﻥ ﭼﺎﺩﺭ، ﺑﺎﻋﺚ ﺭﻭﺷﻨﺎﻳﻲ ﺍﻃﺎﻕ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻮﻳﺎ ﺁﻥ ﭼﺎﺩﺭ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺎﻩ ﺷﺐ ﭼﻬﺎﺭﺩﻫﻤﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﻣﻲ‌ﺩﺭﺧﺸﺪ. ﻳﻬﻮﺩﻱ ﻛﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﮕﻔﺖ ﻋﺠﻴﺒﻲ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭﻗﺘﻲ ﻛﺎﻣﻠﺎً ﺩﺭ ﻣﻮﺿﻊ ﻧﻮﺭ ﺗﻮﺟّﻪ ﻧﻤﻮﺩ ﺩﻳﺪ، ﻧﻮﺭﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﺎﺩﺭ ﺍﺳﺖ، ﻳﻬﻮﺩﻱ ﺍﺯ ﺍﻃﺎﻕ ﺧﺎﺭﺝ ﻭ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﻣﺘﻮﺟّﻪ ﻗﻮﻡ ﻭ ﺧﻮﻳﺸﺎﻥ ﮔﺮﺩﻳﺪ، ﺯﻥ ﻭﻱ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﻓﺎﻣﻴﻞ‌ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺷﺘﺎﻓﺖ. ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻫﺸﺘﺎﺩ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻳﻬﻮﺩ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻣﻨﻈﺮﻩ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺷﺪﻩ، ﻫﻤﮕﻲ ﺍﺳﻠﺎﻡ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﻛﺮﺩﻧﺪ. ﺑﻴﺎﻥ: «ﻣُﻠﺎﺀﺓ» ﺭﺍ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺿﻤّﻪ ﻱ ﻣﻴﻢ ﺑﺨﻮﺍﻧﻴﻢ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻲ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺍﻳﺴﺖ ﻛﻪ ﺭﻭﻱ ﺭﺍﻥ‌ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﻲ‌ﭘﻮﺷﺎﻧﺪ.

ﺍﺯ ﺍﺳﻤﺎﺀ ﺑﻨﺖ ﻋﻤﺲ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍﺀ ﻋﻠﻴﻬﺎﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ، ﻣﻦ ﻛﺎﺭﻱ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻲ‌ﺩﻫﻨﺪ ﺯﺷﺖ ﻣﻲ‌ﺩﺍﻧﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺧﻮﺷﻢ ﻧﻤﻲ ﺁﻳﺪ ﻛﻪ ﺭﻭﻱ ﺑﺪﻥ ﺯﻧﻬﺎ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺍﻱ ﻣﻲ‌ﺍﻧﺪﺍﺯﻧﺪ ﻭﻟﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﻴﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺑﺪﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺸﺨﺺ ﺍﺳﺖ، ﺍﺳﻤﺎﺀ ﮔﻔﺖ: ﺍﻱ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﺁﻥ ﭼﻪ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﺣﺒﺸﻪ ﺩﻳﺪﻩ‌ﺍﻡ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺳﺎﺧﺖ ﺑﻌﺪ ﮔﻮﻳﺪ: ﻣﻦ ﭼﻮﺏ ﺗﺮﻱ ﺭﺍ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﺗﺮﺍﺷﻴﺪﻩ ﻭ ﺑﺴﺘﻢ، ﺑﻌﺪ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺍﻱ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺁﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ، ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﭼﻪ ﻗﺪﺭ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﺍﻳﻦ، ﻛﻪ ﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﺯﻥ ﺗﺸﺨﻴﺺ ﺩﺍﺩﻩ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻧﻢ ﺗﻮ ﻣﺮﺍ ﻏﺴﻞ ﺑﺪﻩ... ﺗﺎ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﮔﻮﻳﺪ: ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﻜﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺯ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﻓﺖ ﻋﻠﻲ ﻭ ﺍﺳﻤﺎﺀ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺍ ﻏﺴﻞ ﺩﺍﺩﻧﺪ. )این روایت به چند شکل دیگر نیز موجود می باشد و احتمال اشتباه در نام اسماء و غسل دادن توسط اسماء وجود دارد ولی درست نمودن تابوت از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده است که ایشان فرمودند : ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﺗﺎﺑﻮﺕ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﺤﻤﺪ ﺻﻠﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺑﻮﺩ.

ﺍﺯ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺯ ﺍﺻﺤﺎﺑﺶ ﺳﻮﺍﻝ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﻛﻪ ﺯﻥ ﭼﻴﺴﺖ؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﻋﻮﺭﻩ (ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺷﺮﻡ ﻭ ﺣﻴﺎ) ﺍﺳﺖ، ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻭ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﺘﻲ ﺍﻭ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺗﺮ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﻣﻲ‌ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﺻﺤﺎﺏ ﻧﺪﺍﻧﺴﺘﻨﺪ، ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﺍ ﺷﻨﻴﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻧﺰﺩﻳﻜﺘﺮﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺍﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺵ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺪﻭﺭﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﺑﺴﺮ ﻣﻲ‌ﺑﺮﺩ، ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻫﻤﺎﻧﺎ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﭘﺎﺭﻩ ﺗﻦ ﺍﺳﺖ.

ﺣﺪﻳﺚ ﻣﻌﺮﺍﺝ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻋﺬﺍﺏ 76- ﺩﺭ ﺿﻤﻦ ﺣﺪﻳﺚ ﻃﻮﻟﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺷﺐ ﻣﻌﺮﺍﺝ ﺯﻧﺎﻧﻲ ﺭﺍ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻋﺬﺍﺑﻬﺎ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ: ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ: ﺍﻱ ﺣﺒﻴﺐ ﻣﻦ، ﻭ ﺍﻱ ﻧﻮﺭ ﭼﺸﻢ ﻣﻦ، ﻣﮕﺮ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﻳﻦ ﺯﻧﻬﺎ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻋﺬﺍﺑﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﻘﺮﺭ ﺩﺍﺷﺖ؟ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺩﺧﺘﺮﻡ، ﺁﻥ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻮﻫﺎﻳﺶ ﺁﻭﻳﺰﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻮﻫﺎﻳﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻫﺎ ﻧﻤﻲ ﭘﻮﺷﺎﻧﻴﺪ ﻭ ﺁﻥ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻧﺶ ﺁﻭﻳﺨﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺭﺍ ﺍﺫﻳﺖ ﻣﻲ‌ﻛﺮﺩ، ﻭ ﺁﻥ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﭘﺴﺘﺎﻧﻬﺎﻳﺶ ﺁﻭﻳﺨﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻢ ﺑﺴﺘﺮ ﺷﻮﺩ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﻱ ﻣﻲ‌ﻧﻤﻮﺩ، ﻭ ﺁﻥ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﭘﺎﻫﺎﻳﺶ ﺁﻭﻳﺨﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻴﺮﻭﻥ [ ﺻﻔﺤﻪ 466] ﻣﻲ ﺭﻓﺖ، ﻭ ﺁﻥ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺪﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻲ‌ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺪﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﺭﺍﻳﺶ ﻣﻲ‌ﻛﺮﺩ، ﻭ ﺁﻥ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﻳﺶ ﺑﻬﻢ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﻋﻘﺮﺏ‌ﻫﺎ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻣﺴﻠﻂ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺟﺎﻣﻪ ﻫﺎﻳﺶ ﭼﺮﻛﻴﻦ ﻭ ﻭﺿﻮ ﺳﺎﺧﺘﻨﺶ ﺑﺎ ﺑﺪﻥ ﻧﺠﺲ ﺑﻮﺩ، ﻭ ﺍﺯ ﺟﻨﺎﺑﺖ ﻭ ﺣﻴﺾ ﻏﺴﻞ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺭﻋﺎﻳﺖ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﻲ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺳﺒﻚ ﻣﻲ‌ﺷﻤﺮﺩ، ﻭ ﺍﻣﺎ ﺁﻥ ﺯﻥ ﻛﻮﺭ ﻭ ﻛﺮ ﻭ ﻟﺎﻝ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻋﻤﻞ ﺯﻧﺎ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﻣﻲ‌ﺷﺪ ﻭ ﺑﭽﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﻥ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻣﻲ‌ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ، ﻭ ﺍﻣﺎ ﺁﻥ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺪﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻗﻴﭽﻲ ﭘﺎﺭﻩ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﻲ‌ﺷﺪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺩﻳﺪ ﻣﺮﺩﻫﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ‌ﺩﺍﺩ، ﻭ ﺁﻥ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻭ ﺑﺪﻧﺶ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺳﻮﺧﺘﻦ ﻭ ﺍﺟﺰﺍﺀ ﺩﺭﻭﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻲ‌ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺍﻏﻮﺍﺀ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺎ ﻭﺍﺩﺍﺭ ﻣﻲ‌ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﺁﻥ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﺳﺮﺵ ﺳﺮﺧﻮﻙ ﻭ ﺑﺪﻧﺶ ﺑﺪﻥ ﺍﻟﺎﻍ ﺑﻮﺩ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺳﺨﻦ ﭼﻴﻦ ﻭ ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻮ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺁﻥ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﺳﮓ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺁﺗﺶ ﺍﺯ ﭘﺎﺋﻴﻨﺶ ﻭﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺩﻫﺎﻧﺶ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﻲ‌ﺷﺪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺯﻧﻲ ﺁﻭﺍﺯﻩ ﺧﻮﺍﻥ، ﻧﻮﺣﻪ ﺳﺮﺍ ﻭ ﺣﺴﻮﺩ ﺑﻮﺩ. ﺳﭙﺲ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻭﺍﻱ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺸﻢ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺧﻮﺷﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﻲ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺭﺍﺿﻲ ﺑﺎﺷﺪ.

ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﭼﻴﺰ ﺑﺮﺍﻱ ﺯﻧﺎﻥ : فاطمه زهرا سلام الله علیها ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﭼﻴﺰ ﺑﺮﺍﻱ ﺯﻧﺎﻥ ﻓﺮﻣﻮﺩند: ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﭼﻴﺰ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺁﻧﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻫﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺒﻴﻨﻨﺪ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﺒﻴﻨﻨﺪ.

ﻓﺮﻣﺎﻳﺶ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﻭﻓﺎﺕ 66-:

ﺍﺳﻤﺎﺀ ﮔﻮﻳﺪ: ﺩﻳﺪﻡ ﺣﻀﺮﺕ ﺩﺳﺘﻬﺎﻳﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﻲ‌ﮔﻮﻳﺪ: ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﻖ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺼﻄﻔﻲ ﻭ ﺷﻮﻕ ﻭ ﺍﺷﺘﻴﺎﻗﻲ ﻛﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﻋﻠﻲ ﻣﺮﺗﻀﻲ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻫﻲ ﻛﻪ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺴﻦ ﻣﺠﺘﺒﻲ ﻭ ﮔﺮﻳﻪ ﺍﺵ ﺑﺮ ﻣﻦ، ﻭ ﺑﻪ ﺣﺴﻴﻦ ﺷﻬﻴﺪ ﻭ ﺣﺴﺮﺕ ﻭ ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﻴﺶ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻢ ﻛﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺁﻩ ﻣﺎﺗﻤﺸﺎﻥ ﺑﺮ ﻣﻦ، ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﻲ‌ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻛﻪ ﺑﺮ ﮔﻨﻬﻜﺎﺭﺍﻥ ﺍﻣﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺤﻤﺪ ﺗﺮﺣﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ، ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺒﺨﺸﺎﺋﻲ ﻭ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻭﺍﺭﺩﺷﺎﻥ ﺳﺎﺯﻱ ﻛﻪ ﺗﻮ ﮔﺮﺍﻣﻲ ﺗﺮﻳﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﺷﻮﻧﺪﮔﺎﻥ ﻭ ﺍﺭﺣﻢ ﺍﻟﺮﺍﺣﻤﻴﻦ ﻣﻲ‌ﺑﺎﺷﻲ.

 

ﻣﺤﻤﻮﺩﺑﻦ ﻟﺒﻴﺪ ﺩﺭ ﺿﻤﻦ ﮔﻔﺘﺎﺭﻱ ﻃﻮﻟﺎﻧﻲ ﮔﻮﻳﺪ: ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩﻡ: ﺍﻱ ﺑﺎﻧﻮﻱ ﻣﻦ ﭼﻪ ﺷﺪ ﻛﻪ ﻋﻠﻲ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺣﻖ ﺧﻮﺩ ﺳﻜﻮﺕ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﻗﺪﺍﻣﻲ ﻧﻨﻤﻮﺩ؟.

ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺍﻱ ﺍﺑﻮﻋﻤﺮ، ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻣﺜﺎﻝ ﺍﻣﺎﻡ (ﻳﺎ ﻣﺜﺎﻝ ﻋﻠﻲ) ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻛﻌﺒﻪ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺍﻭ ﻣﻲ‌ﺭﻭﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﻛﺴﻲ ﻧﻤﻲ ﺭﻭﺩ.

ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ 37- ﻋﻠﻲ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻋﻠﻴﻬﺎﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﻧﻘﻞ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺍﻱ ﻓﺎﻃﻤﻪ، ﻫﺮ ﻛﺲ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﻓﺮﺳﺘﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺨﺸﻴﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺟﺎﻱ ﺑﻬﺸﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﻣﻠﺤﻖ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻛﺮﺩ

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن اعدائهم اللهم عجل لولیک المظلوم الغریب الفرج امین یا رب العالمین

 

منابع مطالعاتی

قرآن کریم و

1 -فاطمه زهرا سلام الله علیها شادمانی دل پیامبر صلی الله علیه و اله – تالیف احمد رحمانی همدانی – ترجمه حسن افتخارزاده سبزواری

2 –بحار الانوار – تالیف علامه مجلسی – جلد 43

3 - ( تفسير فرات الكوفي ابراهیم بن فرات کوفی رحمة الله علیه  صفحه 297 )

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

سایت شما برای نمایش بهتر نیاز به استفاده از کوکی دارد Cookie policy. I accept cookies from this site.Agree