کلام اهل البیت بر دوستی با آل محمد ص از آیات قرآن

1 - يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا كُونُوا أَنْصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ فَآَمَنَتْ طَائِفَةٌ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَكَفَرَتْ طَائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آَمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ ( الصف الایة : 14 ) اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، ياران خدا باشيد ، همان گونه كه عيسى بن مريم به حواريّون گفت : « ياران من در راه خدا چه كسانى اند ؟ » حواريّون گفتند : « ما يارانِ خداييم . » پس طايفه‌اى از بنى اسرائيل ايمان آوردند و طايفه‌اى كفر ورزيدند ، و كسانى را كه گرويده بودند ، بر دشمنانشان يارى كرديم تا چيره شدند .

 

در كافى ذيل آيه فوق از حضرت امام صادق عليه السّلام روايت كرده فرمودند: حواريون عيسى شيعيان او بودند و شيعيان ما حواريون ما هستند و حواريون عيسى بهتر از حواريون ما نبودند وقتى عيسى گفت كيست كه مرا يارى كند براى خدا آنها گفتند ما انصار خدا هستيم سوگند بخدا از يهوديها كسى يارى نكرد عيسى را و جز يهود كسى با عيسى جنگ نكرد و شيعيان ما از وقتى كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برحمت ايزدى پيوست يارى نمودند ما را و در راه ما جهاد كردند آنها را سوزانيدند و عذاب كردند و از ديارشان خارج نمودند خداوند به ايشان جزاى خير عطا فرمايد امير المؤمنين عليه السّلام فرموده : بخدا سوگند اگر با شمشير بر فرق سر دوستان خود بزنم و آنها را دو نيمه كنم دست از دوستى من و فرزندانم بر نميدارند و بغض و عداوت پيدا نكنند. و چنانچه دشمنان خود را پناه داده و مالهاى دنيا را به آنان ببخشم دست از بغض و عداوت با من و فرزندانم بر ندارند و هرگز دوست ما نشوند . ( تفسير جامع، سید محمد ابراهیم بروجردی جلد ‏7، صفحه : 135 )

2 - ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ (الشورى الایة : 23 ) اين همان [ پاداشى ] است كه خدا بندگان خود را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند [ بدان ] مژده داده است . بگو : « به ازاى آن [ رسالت ] پاداشى از شما خواستار نيستم ، مگر دوستى دربارهء خويشاوندان . » و هر كس نيكى به جاى آورد [ و طاعتى اندوزد ] ، براى او در ثواب آن خواهيم افزود . قطعاً خدا آمرزنده و قدرشناس است .                      

حديث نبوى ( صلی الله علیه واله وسلم ): و الّذى نفسى بيده لا يؤمننّ عبد حتّى اكون احبّ اليه من نفسه و ابويه و اهله و ولده و النّاس اجمعين. فرمود پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله وسلم : قسم به آن خدائى كه جان من به يد قدرت او است، ايمان نياورد البته بنده‏اى تا آنكه باشم من دوست‏تر به او از پدر و مادر و اهل و اولاد او و مردم تماما . قال رسول الله صلی الله علیه واله وسلم : احبّوا اهل بيتى بحبّى: دوست بداريد اهل بيت مرا به سبب دوستى من . شمه ای احاديث وارده در فضيلت آل محمد عليهم السّلام از کتب عامه :

الف - امام احمد ثعلبى از اكابر علماى عامه در تفسير خود در ذيل آيه مودت آورده كه : محبت و مودت اهل بيت طهارت از جمله اصول دين و اركان اسلام است، و هر كس خلاف اين عقيده داشته باشد كافر و از دين اسلام خارج و ناصبى مى‏باشد. و دليل بر اين خبرى است كه عبد اللّه بن حامد اصفهانى به اسناد خود از جرير بن عبد اللّه بجلى روايت نموده و سيد ابى بكر بن شهاب الدين علوى در صفحه 45 از باب 4 «رشفة الصادى من بحر فضائل النبى الهادى» چاپ مطبعه اعلاميه مصر سال 1303 از تفسير ثعلبى و امام فخر رازى در صفحه 405 جلد

هفتم تفسير كبير در ذيل آيه مودت از صاحب كشاف نقل نموده كه رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله وسلم فرمودند : من مات على حبّ آل محمّد مات شهيدا. ألا و من مات على حبّ آل محمّد مات مغفورا له. الا و من مات على حبّ آل محمّد مات تائبا..... هر كه بميرد بر دوستى آل محمد مرده است شهيد، آگاه باشيد هر كه بميرد بر دوستى آل محمد مرده است آمرزيده، آگاه باشيد هر كه بميرد بر دوستى آل محمد مرده است توبه كننده، آگاه باشيد هر كه بميرد بر دوستى آل محمد مرده است مؤمن كامل الايمان، آگاه باشيد هر كه بميرد بر دوستى آل محمد بشارت دهد او را ملك الموت به بهشت بعد منكر و نكير، آگاه باشيد هر كه بميرد بر دوستى آل محمد مى‏رود به بهشت چنانچه مى‏رود عروس به خانه شوهرش، آگاه باشيد هر كه بميرد بر دوستى آل محمد باز شود براى او دو درب به بهشت، آگاه باشيد هر كه بميرد بر دوستى آل محمد قرار دهد خدا قبر او را مزار ملائكه رحمت، آگاه باشيد هر كه بميرد بر دوستى آل محمد بميرد بر سنت و جماعت، آگاه باشيد هر كه بميرد بر بغض آل محمد مى‏آيد روز قيامت در حالتى كه نوشته شده به پيشانيش مأيوس از رحمت خدا، آگاه باشيد هر كه بميرد بر دشمنى آل محمد بميرد كافر، آگاه باشيد هر كه بميرد بر دشمنى آل محمد استشمام نكند بوى بهشت .

ب - كواشى در تفسير خود موسوم به تبصره، از ضحاك و عكرمه از مشاهير مفسرين از پيغمبر روايت نموده كه فرمودند : لا اسئلكم على ما ادعوكم اليه اجرا الّا ان تحفظونى فى قرابتى علىّ و فاطمة و الحسن و الحسين و ابنائهما: من براى ارشاد شما بسوى حق و حقيقت مزدى نخواهم مگر آنكه حفظ نمائيد مقام مرا در اقارب من، يعنى براى خاطر من احترام نمائيد، و آنها حضرت على و فاطمه و حسن و حسين و اولاد ايشانند .

ج - ابن حجر مكى در صواعق محرقه از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله وسلم روایت کرده ؛ فرمودند : من لم يعرف حقّ عترتى من الانصار و العرب فهو لإحدى ثلاث: إمّا منافق و إمّا ولد زانية و إمّا امرء حملت به امّه فى غير طهر: كسى كه نشناسد حق عترت مرا از انصار و عرب، پس او يكى از سه چيز خواهد بود، يا منافق يا ولد الزنا يا ولد حيض است .

( تفسير اثنا عشري، حسین حسینی شاه عبد العظیمی جلد ‏11، صفحه : 417 )

3 - إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ ( فصلت ؛ الایة: 30 ) در حقيقت ، كسانى كه گفتند : « پروردگار ما خداست » سپس ايستادگى كردند ، فرشتگان بر آنان فرود می آيند [ و میگويند : ] « هان ، بيم مداريد و غمين مباشيد ، و به بهشتى كه وعده يافته بوديد شاد باشيد .

در كافى ذيل آيه فوق از محمد بن مسلم روايت كرده گفت از حضرت امام صادق علیه السلام معناى آيه را سؤال نمودم فرمودند : مراد از استقامت آن است كه بر امامت ائمه علیهم السلام يكى بعد از ديگرى معتقد بوده و بر اعتقاد خود استوار و پايدار باشند. و از حضرت امام باقر (علیه السلام) روايت كرده فرمودند: مقصود از استقامت آن باشد كه اطاعت خداوند متعال و فرمانبردارى از پيغمبر و ولايت آل محمد ( صلی الله علیه واله وسلم ) را بحد كمال برسانند فرشتگان بر چنين مردمى در وقت مرگ و روز قيامت فرود آمده و آنها را بشارت بهشت دهند. و از حضرت امام حسن عسكرى ( علیه السلام ) روايت كرده فرمودند: پيغمبر اكرم (صلی الله علیه واله وسلم) فرموده : پيوسته مؤمن از عاقبت خود خوف ناك است و يقين پيدا نكند بخشنودى و رضايت پروردگار از خود تا وقت جان كندن و هنگام مرگ كه فرشتگان بر او فرود آيند در آن موقعى كه از همه چيز مأيوس شده و سينه‏اش به تنگ آمده و از عقبات مرگ و گناهان خود در حالت اضطراب است ملك الموت باو ميگويد چرا اين قدر مضطربى آيا شخص عاقل بخاطر آنكه دستش از دنيا و مال آن كوتاه شده اين اندازه غصه و غم ميخورد نگران مباش پروردگار چندين برابر در آخرت به تو عطا خواهد فرمود بالاى سر خود را نگاه كن و جايگاهت را ببين اين قصور و درجات و منازلي كه مى‏بينى تمام آنها به تو تعلق دارد دوستان و اقربا و فرزندان صالح تو در آنجا با تو خواهند بود پس از آن به او گويد مشاهده كن محمد ( صلی الله علیه واله وسلم ) و على (علیه السلام) و آل او و ائمه معصومين ( علیهم السلام ) را اين بزرگواران و سادات همنشينان تو ميباشند آيا اينها بهتر از اهل و عيال تو نيستند آيا راضى نيستى حضرات ائمه انيس و مونس تو باشند در آن وقت آن مؤمن عرض ميكند پروردگارا راضى و خشنود شدم خطاب ميرسد تمام اينها بخاطر استقامت و پايدارى بود كه در دنيا نمودى فرشتگان به او گويند ما در دنيا و آخرت از دوستدارانت بوده و هستيم و در بهشت هر چه دل خواهت بوده و آرزوى آن را دارى مهيا و آماده است اين سفره احسان و ميهمانى باشكوه را خداوند بخشنده و مهربان براى تو گسترده و فراهم ساخته است. و از حضرت امام صادق (علیه السلام) روايت كرده فرمود : كسى از دوستان و يا دشمنان ما نمى ‏ميرد مگر آنكه پيغمبر اكرم (صلی الله علیه واله وسلم) و امير المؤمنين (علیه السلام) و امام حسن و امام حسين (علیهما السلام) در بالين و بستر مرگ او حاضر شوند اگر از دوستان باشد او را بشارت دهند و چنانچه دشمن باشد وضع بد او را مى ‏بينند. و مؤيد صحت اينحديث فرمايش خود امير المؤمنين (علیه السلام) است كه به حارث همدانى فرمودند: « يا حار همدان من يمت يرنى من مؤمن او منافق قبلا » اى حارث همدان بدان هر كس كه بميرد خواه مؤمن باشد و يا منافق پيش از تسليم مرا خواهد ديد. ( تفسير جامع، سید محمد ابراهیم بروجردی جلد ‏6، صفحه : 169 )

4 - قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (الزمر؛ الایة: 53 ) بگو : « اى بندگان من ؛ كه بر خويشتن زياده ‌روى روا داشته‌ايد ؛ از رحمت خدا نوميد مشويد . در حقيقت ، خدا همهء گناهان را می آمرزد ، كه او خود آمرزندهء مهربان است .

على بن ابراهيم روايت كرده كه « نزلت هذه الاية فى شيعة على بن ابى طالب خاصة » این ایه مخصوص شیعیان علی بن ابیطالب علیه السلام نازل شده است. چه خوب گفته‏اند:          چون نامه جرم ما بهم پيچيدند *** بردند و بميزان عمل سنجيدند***         بيش از همه كس گناه ما بود ولى *** ما را بمحبت على بخشيدند

و از امام محمد باقر عليه الصلاة و السلام روايت كرده كه آن حضرت فرمودند : «لا يعذر اللَّه عز و جل يوم القيمة احدا يقول يا رب لم أعلم ان ولد فاطمة عليها السلام هم الولاة على الناس كافة و فى شيعة ولد فاطمة أنزل اللَّه هذا الاية خاصة: يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ‏ يعنى كسى كه در دنيا معرفت امام زمان حاصل نكند چون در قيامت سؤال از امامت كنند گويد كه اى پروردگار من من ندانستم كه والى امر مردم اولاد فاطمه زهرا عليها السلام است حق سبحانه و تعالى اين عذر ناموجه را از او قبول نكند و بعذاب ابد مبتلا گرداند و در باب شيعه فرزندان فاطمه زهرا عليها السلام و كسانى كه در دنيا معرفت ايشان حاصل كرده‏اند خداى تعالى نازل كرده آيه مذكوره را. در روضه كافى رحمة الله علیه روايت كرده كه حضرت امام صادق عليه السّلام خطاب به ابو بصير كه مكنى به ابو محمد نيز بود كرده فرمودند : «يا ابا محمد لقد ذكركم اللَّه فى كتابه اذ يقول: يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ الاية و اللَّه ما اراد بهذا غيركم» ای ابو محمد بدرستیکه خداوند نامی از شما در قران آورده است ؛ آنجا که میفرماید : اى بندگان من ؛ كه بر خويشتن زياده ‌روى روا داشته‌ايد... به خدا قسم به جزء شما شیعیان را نخواسته است ( یعنی این ایه مخصوص شیعیان اهل البیت علیهم السلام است ) . در مجمع البيان از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمودند : كه در قرآن آيتى كه رحمت و مغفرت در آن اوسع و اكثر باشد از آيه: يا عِبادِيَ الَّذِينَ تا آخر نيست. ( تفسير شريف لاهيجي، محمد بن علی شریف لاهیجی جلد ‏3، صفحه : 880 )

5 - سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ ( الصافات ؛ الایة : 130 ) درود بر ال یاسین.

الف — در كتاب معانى به سند خود از قادح ازحضرت امام صادق ( علیه السلام ) از پدرش از پدران بزرگوارش ازحضرت على ( علیه السلام ) روايت كرده كه در باره آيه « سلام على آل يس » فرمود : « يس » حضرت رسول خدا ( صلی الله علیه واله وسلم ) است . و آل يس ما هستيم . مؤلف : و از كتاب عيون از امام رضا ( علیه السلام ) نظير اين حديث روايت شده . و البته اين دو روايت بر اين مبنى صحيح است كه ما آيه را به صورت (( « آل يس » بخوانيم ، هم چنان كه در قراءت نافع و ابن عامر و يعقوب و زيد اين طور قراءت شده )) . ( تفسير الميزان ؛ السيد محمد حسین الطباطبائي رحمة الله علیه ؛ جلد 17 صفحه: 241 )

ب — در عيون الاخبار الرضا علیه السلام ( شیخ صدوق رحمة الله علیه جلد 1 صفحه :241) از امام رضا عليه السّلام نقل نموده كه در مجلس مأمون الرّشيد فرمود: دشمنان ما دانستند كه چون اين آيه نازل شد گفته شد يا رسول اللّه ما شناختيم سلام بر تو را پس چگونه است صلاة بر تو فرمود بگوئيد اللّهم صلّ على محمد و آل محمد كما صلّيت و باركت على ابراهيم و آل ابراهيم انّك حميد مجيد پس آيا در ميان شما خلافى در اين هست گفتند خير و مأمون گفت اين بهيچ وجه خلافى در آن نيست و بر آن امّت اجماع دارند آيا در نزد شما در باره آل چيز واضح‏ ترى از قرآن هست فرمود بلى بگوئيد مراد از قول خداوند يس وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ چيست و مقصود كيست علماء گفتند مراد از يس محمد صلى اللّه عليه و اله و سلم است و شكّى در آن نيست حضرت فرمود خداوند بمحمّد و آل محمّد از اين فضيلتى عطا فرموده كه بكنه وصف آن نرسيده مگر كسيكه تعقّل نموده است آنرا چون خداوند سلام ننموده مگر بر انبياء فرموده سلام على نوح فى العالمين سلام على ابراهيم سلام على موسى و هارون و بر آل ايشان سلام ننموده ولى فرموده سلام على آل يس يعنى آل محمد و مأمون گفت هر آينه يقين كردم از معدن نبوّت اين شرح و بيان صادر شده است. ( تفسير روان جاويد، محمد ثقفی تهرانی جلد ‏4، صفحه : 338 ).

6 - وَإِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ ( الصافات ؛ الایة: 83 ) و بدرستیکه ابراهيم از پيروان او بود .    

على بن ابراهيم قمى (رحمه اللّه) از حضرت امام باقر عليه السلام فرمود: ليهنّئكم الاسم، قيل: و ما هو؟ قال: الشيعة، قيل انّ الناس يعيّروننا بذلك قال: الم تسمع قول اللّه: «و انّ من شيعته لابراهيم»: گوارا باشد بر شما اسم. عرض شد: كدام اسم؟ فرمود: لفظ شيعه. عرض شد: مردم سرزنش كنند ما را به اين اسم؟ فرمود: مگر نشنيدى قول خداوند را كه (و ان من شيعته لابراهيم). و در حديث ديگر فرمود: چون حق تعالى ملكوت آسمان و زمين را بر حضرت ابراهيم عليه السلام نمود، آن حضرت به جانب عرش نگاه كرد، نورى عظيم ديد، گفت: خداوندا اين چه نور است؟ فرمود: نور حبيب و صفى من حضرت محمد صلّى اللّه عليه و اله وسلم . گفت: در جنب او نور ديگر مى‏بينم، خطاب شد: برادر و وصى او على بن ابى طالب عليه السلام است. گفت: خداوندا نور ديگرى مى‏بينم نزديك آن هر دو نور، خطاب آمد: آن نور فاطمه زهراء عليها السلام دختر سيد انبياء و زوجه خير الاوصياء، و به جهت اين فاطمه نام نهاده‏ايم كه او دوستان خود را از جهنم باز دارد چنانچه مادر فرزند را (فطيم) از شير باز دارد. گفت: خداوندا دو نور ديگر مى‏بينم نزديك ايشان، فرمود: آن دو نور فرزند اويند حسن و حسين عليهما السلام. گفت: نه نور ديگر مى‏بينم كه در اطراف آنها باشد چه كسانند؟ فرمود: آن نه نور امامانند از فرزندان حضرت حسين عليه السلام. گفت: خدايا انوار بسيار مى‏بينم در اطراف ايشان، فرمود: آن نورهاى شيعيان و محبان على عليه السلام و فرزندان او هستند. گفت: خدايا به چه علامت شناخته شوند؟ خطاب شد: به پنجاه و يك ركعت نماز، و انگشتر در دست راست كردن، و بسم اللّه نماز را بلند گفتن، و پيش از ركوع قنوت خواندن، و سجده شكر كردن. حضرت ابراهيم عليه السلام گفت: خداوندا مرا از شيعه على بن ابى طالب عليه السلام و فرزندان او گردان. حق تعالى دعاى او را مستجاب و داخل در شيعيان على بن ابى طالب عليه السلام گردانيد و رسول خود را از آن اخبار فرمود كه: (و ان من شيعته لابراهيم). ( تفسير اثنا عشري، حسین حسینی شاه عبد العظیمی جلد ‏11، صفحه : 130 )

7 - وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ( النمل الایة : 90 ) و هر كس بدى به ميان آورَد ، به رو در آتش [ دوزخ ] سرنگون شوند . آيا جز آنچه میكرديد سزا داده میشويد ؟

از امام باقر ( علیه السلام ) نقل شده است كه ابو عبد اللَّه جدلى بر حضرت على ( علیه السلام ) وارد گرديد. حضرت فرمود: ميخواهى در باره سخن خداوند: «مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ ... تَعْمَلُونَ» ترا خبر دهم؟ عرض كرد: آرى فدايت شوم. فرمود: حسنه، دوستى ما اهل بيت علیهم السلام و سيئه دشمنى ما است. پيامبر خدا ( صلی الله علیه واله وسلم ) فرموند: يا على، اگر افراد امت من روزه بگيرند تا مثل ميخ باريك شوند و نماز بخوانند تا كمرشان خميده شود و دشمن تو باشند، خداوند آنها را در جهنم سرنگون مى‏سازد. (مجمع البيان في تفسير القرآن، فضل بن حسن طبرسی جلد ‏18، صفحه : 151 )

8 - يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولَئِكَ يَقْرَءُونَ كِتَابَهُمْ وَلَا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا ( الاسراء الایة: 71 ) [ ياد كن ] روزى را كه هر گروهى را با پيشوايشان فرا میخوانيم . پس هر كس كارنامه‌اش را به دست راستش دهند ، آنان كارنامهء خود را میخوانند و به قدر نخك هستهء خرمايى به آنها ستم نمیشود .

على بن ابراهيم عليه الرحمه روايت كرده كه «ذلك يوم القيامة ينادى مناد ليقم ابو بكر و شيعته و عمر و شيعته و عثمان و شيعته و على عليه السّلام و شيعته» آن روز ؛ روز قیامت است؛ منادی ندا دهد ؛ آنگاه برمیخیزند ؛ابابکر( لعنة الله علیه ) و پیروانش ؛ عمر( لعنة الله علیه ) و پیروانش ؛ عثمان لعنة الله علیه و پیروانش ؛ حضرت علی( علیه السلام ) و پیروانش.

چه زیبا شاعر گفته:             حشر محبان عمر با عمر             حشر محبان على با على‏

و در اصول كافى از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود كه: چون آيه «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» نازل شد مسلمانان گفتند: اى رسول خدا آيا نيستى تو امام همه مردمان حضرت فرمود كه: من فرستاده خداى تعالى‏ام بسوى همه مردمان تا روز قيامت و ليكن خواهند بود بعد از من امام بر مردم از جانب خداى تعالى از اهل بيت من ميايستند ايشان در ميان مردم بكار امامت پس از آن امامان تكذيب كرده ميشوند و ستم ميكنند بايشان ائمه كفر و ضلال و پيروان آنها، پس هر كه امام خود داند ائمه اهل بيت را و تابع شود ايشان را و راستگو داند ايشان را در هر چه گويند پس او از من است و با من است و ملاقات خواهد كرد در روز قيامت در بهشت با من. آگاه باشيد كه هر كه ستم كند بر ايشان و غصب حق ايشان نمايد و ايشان را دروغگو شمرد پس آن شخص از من نيست و با من نيست و من از او بيزارم. (تفسير شريف لاهيجي، محمد بن علی شریف لاهیجی جلد2، صفحه: 828 )

9 - أَتَى أَمْرُ اللَّهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ (النحل الایة: 1 ) ، [ هان ] امر خدا دررسيد ، پس در آن شتاب مكنيد . او منزّه و فراتر است از آنچه [ با وى ] شريك میسازند .

و ابان بن تغلب از حضرت صادق آل محمّد صلوات اللَّه عليه و آله روايت كرده كه اول كسى كه با قائم آل محمّد عجل الله تعالی فرجه الشریف بيعت كند جبرئيل امين عليه السّلام است و او بصورت مرغى سفيد ظاهر خواهد شد و بآن حضرت بيعت خواهد نمود و بعد ازين يك پاى خود را به بيت اللَّه الحرام و پاى ديگر را ببيت المقدس گذارد و ندا كند كه «أَتى‏ أَمْرُ اللَّهِ» بحيثيتى كه جميع خلايق آن را بشنوند پس مراد از «امر اللَّه» قائم آل محمد صلّى اللَّه عليه و آله خواهد بود. (تفسير شريف لاهيجي، محمد بن علی شریف لاهیجی جلد‏2، صفحه: 694)

10 - يَعْرِفُونَ نِعْمَةَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَهَا وَأَكْثَرُهُمُ الْكَافِرُونَ (النحل الایة: 83 ) نعمت خدا را میشناسند ، اما باز هم منكر آن میشوند و بيشترشان كافرند .

در كافى از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده فرمود چون آيه إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ نازلشد جمعى از اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مسجد مدينه اجتماع كرده بيكديگر ميگفتند چه ميگوئيد در مورد اين آيه اگر انكار كنيم آنرا كافر ميشويم و چنانچه ايمان و اعتقاد آوريم بايد ذليل و خوار شويم چه على بن أبي طالب بر ما تسلط پيدا كرده امام و پيشواى ما شود و ميدانيم كه محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم راستگو است در آنچه در باره على عليه السلام آورده بهتر آنستكه او را دوست داشته ولى نسبت بعلى اطاعت و پيروى ننمائيم خداوند آيه فوق را در پاسخ آنها نازل نمود و فرمود اين مردم نعمت خدا را كه ولايت على و اولادش ميباشد ميشناسند و پس از آن انكار ميكنند و بيشتر آن مردم كافر بولايت هستند. (تفسير جامع، سید محمد ابراهیم بروجردی جلد4، صفحه: 53)

11 - إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (النحل الایة: 90 ) در حقيقت ، خدا به دادگرى و نيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان میدهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز میدارد . به شما اندرز میدهد ، باشد كه پند گيريد .

عياشى ذيل اين آيه از سعد روايت كرده گفت حضرت باقر عليه السلام بمن فرمود اى سعد مراد از عدل در اين آيه محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و منظور از احسان على عليه السلام و غرض از إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى‏ ما ائمه هستيم كه خداوند بندگان خود را مكلف بدوستى ما فرموده و آنها را از فحشاء و منكر و بغى نهى كرده و مقصود اجتناب از ظلم و ستم در حق ما اهل بيت ميباشد كه ما را رها نموده و بدشمنان رو كنند و فرمود مراد از فحشاء و منكر و بغى اولى و دومى و سومى (یعنی ابابکر و عمر و عثمان لعنة الله علیهم) است.( تفسير جامع، ، سید محمد ابراهیم بروجردی جلد‏4، صفحه: 60)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

سایت شما برای نمایش بهتر نیاز به استفاده از کوکی دارد Cookie policy. I accept cookies from this site.Agree