کلام اهل البیت در شان ایشان از آیات قرآن

1 - بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ . وَالْعَصْرِ ( العصر؛ الایة : 1 ) به نام خداوند رحمتگر مهربان ، سوگند به عصرِ [ غلبهء حقّ بر باطل ] . إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ ( العصر ؛ الایة : 2 ) كه واقعاً انسان دست خوشِ زيان است . إِلَّا الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ( العصر؛ الیة : 3 ) مگر كسانى كه گرويده و كارهاى شايسته كرده و همديگر را به حقّ سفارش و به شكيبايى توصيه كرده‌اند .

 

ابن بابويه از حضرت امام صادق عليه السّلام روايت كرده فرمودند : مراد از عصر زمان خروج قائم ما آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است . و مقصود از انسان كه زيانكار است دشمنان ما ائمه علیهم السلام مي باشد و مراد از ايمان اعتقاد داشتن به ائمه علیهم السلام و آيات خدا جل جلاله است . و عمل نيكو مواسات كردن با برادران مؤمن و سفارش نمودن در باره عترت پيغمبر و ائمه معصومين عليهم السّلام است . و در حديث ديگر فرمودند : خداوند متعال خارج كرده بر گزيدگان از مخلوقاتش را از انسان زيانكار و فرموده ؛ مگر آنهائيكه به ولايت امير المؤمنين عليه السّلام ايمان داشته و به فرزندانشان آن ولايت را سفارش كنند و دستور به صبر و بردبارى دهند نسبت به اذيت و آزاريكه از طرف مخالفين مشاهده مينمايند و البته خداوند متعال ايشان را به كيفر و عذاب خود گرفتار خواهد نمود .

( تفسير جامع، سید محمد ابراهیم بروجردی جلد ‏7، صفحه : 488 )

 

2 - فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ ( القارعة ؛ الایة : 6 ) امّا هر كه سنجيده‌هايش سنگين برآيد . فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ ( القارعة ؛ الایة : 7 ) پس وى در زندگى خوشى خواهد بود . وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ ( القارعة ؛ الایة : 8 ) و امّا هر كه سنجيده‌هايش سَبُك برآيد . فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ ( القارعة ؛ الایة : 9 ) پس جايش « هاويه » باشد .

در كافى از حضرت امام صادق عليه السّلام روايت كرده فرمودند : چيزى ميزان عمل را سنگين نميكند مگر صلوات بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آل او چون ميزان اعمال مردم را مى سنجند سبك باشد وقتى صلوات را بر آن افزودند سنگين گردد و در حديث ديگر فرمودند : تسبيح نصف ميزان را پر كند و الحمد للّه تمام آن را و اللّه اكبر فرا گيرد فضاى بين آسمان و زمين را.

و از حضرت امام موسى بن جعفر عليهما السّلام روايت كرده فرمودند : آيه فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ در حق امير المؤمنين عليه السّلام نازل شده و آيه وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ در باره آن سه نفر ( ابابکر و عمر و عثمان لعنة الله علیهم ) فرود آمده است . ابن شهر آشوب از حضرت امام باقر عليه السّلام روايت كرده فرمودند : هر كس انكار كند ولايت امير المؤمنين ( علیه السلام ) را ميزان اعمال او سبك باشد و جايگاهش در هاويه جهنم است

( تفسير جامع، سید محمد ابراهیم بروجردی جلد ‏7، صفحه : 481 )

 

3 - وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ ( الأحقاف ؛ الایة: 15 ) و انسان را [ نسبت ] به پدر و مادرش به احسان سفارش كرديم . مادرش با تحمّل رنج به او باردار شد و با تحمّل رنج او را به دنيا آورد . و بار برداشتن و از شير گرفتنِ او سى ماه است ، تا آن گاه كه به رشد كامل خود برسد و به چهل سال برسد ، میگويد : « پروردگارا ، بر دلم بيفكن تا نعمتى را كه به من و به پدر و مادرم ارزانى داشته‌اى سپاس گويم و كار شايسته‌اى انجام دهم كه آن را خوش دارى ، و فرزندانم را برايم شايسته گردان در حقيقت ، من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان پذيرانم . »

در كافى از حضرت امام صادق (علیه السلام) ذيل آيه فوق روايت كرده فرمود جبرئيل بر پيغمبر اكرم (صلی الله علیه واله وسلم) نازل شد گفت اى محمد (صلی الله علیه واله وسلم) پروردگار سلام ميرساند و بشارت ميدهد شما را به فرزنداني كه از فاطمه (علیها السلام) متولد ميشود امتت بعد از تو او را بقتل ميرسانند فرمود اى جبرئيل به پروردگارم سلام برسان عرض كن حاجت بفرزندى ندارم كه امت بعد از من او را بقتل برسانند جبرئيل عروج كرد مرتبه دوم فرود آمد همان پيغام را رسانيد آنحضرت پاسخ اول را فرمود عروج كرد مرتبه سوم نازل شد عرض كرد اى محمد (صلی الله علیه واله وسلم) پروردگار سلام ميرساند و بشارت ميدهد شما را ؛ و ميفرمايد ما در عوض شهادت آن فرزند امامت و وصايت را در ذريه او قرار داديم پيغمبر راضى شد فرستاد دخترش فاطمه را حاضر كردند مژده فرزند را باو داد عرض كرد اى پدر بزرگوار حاجت بچنين فرزند ندارم كه امت او را شهيد كنند پيغمبر بشارت امامت و وصايت و ولايت را در ذريه حضرتش داد حضرت فاطمه ( علیها السلام ) نيز راضى شد و با كراهت و مشقت بار حمل كشيد و وضع حمل نمود و مدت حمل و شيرخوارگى سى ماه تمام بود تا وقتى كه طفل بحد رشد رسيد و بچهل سال برسيد آنگاه گفت پروردگارا مرا الهام ده تا شكر نعمت تو بجا آورم چه نعمت بخشيدى بر من و بر پدر و مادرم و بكارهاى شايسته‏اى كه رضا و خشنودى تو در اوست مرا موفق بدار و ذريه و فرزندانم را صالح گردان و اگر بجاى ( وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي‏ ) ميفرمود: ( و اصلح لى ذريتى ) همانا تمام فرزندان حضرت امام حسين (علیه السلام) امام و پيشواى خلق ميشدند، و آنحضرت از هيچ پستانى شير ننوشيد پيغمبر اكرم (صلی الله علیه واله وسلم) انگشت ابهام خود را به دهن مباركش ميگذاشت مى‏مكيد شير جارى ميشد گوشت آنحضرت از گوشت پيغمبر روئيده شد و خونش از خون آن بزرگوار، و فرزندى بجز امام حسين و يحيى شش ماهه متولد نشد. و اين حديث را ابن بابويه و ابن قولويه نيز روايت كرده‏اند.

( تفسير جامع، سید محمد ابراهیم بروجردی جلد ‏6، صفحه : 317 )

4 - وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ( الذاريات الایة: 56 ) و جنّ و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند .

در علل الشرايع ابن بابويه رحمه اللّه از حضرت امام صادق عليه السّلام فرمودند : بيرون آمد حضرت امام حسين بن على عليهما السّلام بر اصحابش، فقال: ايّها النّاس انّ اللّه جلّ ذكره ما خلق العباد الّا ليعرفوه فاذا عرفوه عبدوه و اذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة من سواه. فقال رجل: يابن رسول اللّه بابى انت و امى فما معرفة اللّه؟ قال: معرفة اهل كلّ زمان امامهم الّذى تجب عليهم طاعته .

پس فرمود: اى گروه مردمان، بدرستى كه خداى جلّ ذكره خلق نفرموده است بندگان را مگر براى معرفت ذات يگانه خود. پس چون معرفت يافتند، عبادت كنند او را، و زمانى كه عبادت كنند او را، مستغنى شوند از عبادت غير او پس شخصى عرض كرد: اى پسر رسول خدا، پدر و مادرم فداى تو، پس چيست معرفت خدا؟ حضرت فرمودند : معرفت اهل هر زمان، امام خود را كه واجب است بر ايشان طاعت و فرمان بردارى آن امام.

( تفسير اثنا عشري، حسین حسینی شاه عبد العظیمی جلد ‏12، صفحه : 285 )

 

5 - رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ ( الرحمن الایة : 17 ) پروردگار دو خاور و پروردگار دو باختر . فَبِأَيِّ آَلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (الرحمن الایة : 18 ) پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد ؟ مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ (الرحمن الآیة: 19 ) دو دريا را [ به گونه‌اى ] روان كرد [ كه ] با هم برخورد كنند . بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَا يَبْغِيَانِ (الرحمن الایة: 20 ) ميان آن دو ، حدّ فاصلى است كه به هم تجاوز نمی كنند .                

ابى بصير ذيل آيه فوق از حضرت امام صادق عليه السّلام روايت كرده فرمودند: مشرقين رسول خدا و امير المؤمنين و مغريين امام حسن و امام حسين ( علیهما السلام ) است مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ درياى آب شور و گوارا را بهم در آميخت تا مخلوط شدند و ميان آن حائلى مقرر فرمود كه يكديگر آميخته نشوند چنانكه شيرينى آن دريا بواسطه شورى درياى ديگر تباه و فاسد نگردد و لؤلؤ و مرجان از درياى شور بيرون آورند وقتى باران مي بارد صدف سر از دريا بيرون مي آورد و دهن باز ميكند هر قطره باران كه در دهن آن بيافتد مرواريد ميشود- طبرسى از ابن عباس روايت كرده گفت : شنيدم پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به حضرت فاطمه (علیها السلام) ميفرمودند: اي دختر عزيزم به شوهرت على دل خوش‏ دار بخدا قسم على سيد و بزرگ مرد دنيا و آخرت است در اين اثنا آيه فوق نازل شد فرمودند : ما درياى علم على بن أبي طالب را با درياى حلم و عصمت فاطمه زهرا بهم در آميخته و مخلوط نموديم و از آنها لؤلؤ و مرجان يعنى حسن و حسين را بيرون آورديم و جهت آنكه آن دو بزرگوار را به دريا تشبيه فرمود بخاطر توسعه فضل و بسيارى خير و صفات حميده آنها است . حضرت امام صادق عليه السّلام فرمودند: على و فاطمه دو درياى عميقى هستند كه هيچكدام از آنها به ديگرى ظلم و ستم ننمودند و بيرون آمد از ايشان حسن و حسين دو لؤلؤ و مرجان.

تغلبى كه از علماء عامه است ذيل آيه فوق از سعيد بن جبير روايت كرده گفت پيغمبر فرمودند: على و فاطمه دو درياى علم و حلم و نبوت هستند كه خداوند از ايشان لؤلؤ و مرجان حسن و حسين را بيرون آورد و واسطه ميان آنها من هستم.

( تفسير جامع، سید محمد ابراهیم بروجردی جلد ‏7، صفحه : 27 )

 

6 - فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ مِنْ شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ (القصص الایة: 30 ) پس چون به آن [ آتش ] رسيد ، از جانب راستِ وادى ، در آن جايگاه مبارك ، از آن درخت ندا آمد كه : « اى موسى ، منم ، من ، خداوند ، پروردگار جهانيان .

عَنْ رِبْعِيٍّ قَالَ ؛ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام‏ شَاطِئُ الْوَادِي‏ الْأَيْمَنِ الَّذِي ذَكَرُهُ تَعَالَى فِي كِتَابِهِ‏

هُوَ الْفُرَاتُ وَ الْبُقْعَةُ الْمُبَارَكَةُ هِيَ‏ كَرْبَلَاءُ وَ الشَّجَرَةُ هِيَ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه واله وسلم.

راوی گوید ؛ امام صادق علیه السلام فرمودند: کنار وادی ایمن که حق تعالی در قران فرموده ؛ همان فرات بوده و مقصود از بقعه مبارکه کربلاء واز شجره وجود مقدس حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم می باشد.

( کامل الزيارات ابن قولویه رحمة الله علیه ؛ صفحه:47 )

 

7 - اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ( النور الایة: 35 ) خدا نور آسمانها و زمين است . مَثَلِ نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى ، و آن چراغ در شيشه‌اى است . آن شيشه گويى اخترى درخشان است كه از درخت خجستهء زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى ، افروخته میشود . نزديك است كه روغنش - هر چند بدان آتشى نرسيده باشد - روشنى بخشد . روشنى بر روى روشنى است . خدا هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت میكند ، و اين مثلها را خدا براى مردم میزند و خدا به هر چيزى داناست .

صالح بن سهل همدانى گويد امام صادق عليه السلام راجع بقول خداى تعالى ( آيه 35 سوره نور كه بآيه نور معروفست در تأويل آن چنين فرمود ) « خدا نور آسمانها و زمين است ، حكايت نور او چون فانوسى است » آن فانوس فاطمه عليها السلام است « كه در آن فانوس چراغيست » آن چراغ حسن است « چراغ در آبگينه است » آبگينه حسين است « آبگينه مانند اختر درخشانى است » آن اختر درخشان فاطمه است در ميان زنان جهان « از درخت پر بركتى برافروزد » آن درخت حضرت ابراهيم ( علیه السلام ) است « درخت زيتونى است نه خاورى و نه باخترى » نه يهودى و نه نصرانى « كه نزديكست روغنش برافروزد » نزديكست علم از آن بجوشد « اگر چه آتشى باو نرسد ، نوريست روى نورى » از فاطمه امامى پس از امامى آيد « خدا هر كه را خواهد بنور خود رهبرى كند » هر كه را خدا خواهد بامامان رهبرى كند « و خدا براى مردم مثلها ميزند » همدانى گويد : عرضكردم : ( تأويل اين كلمات را بفرمائيد ) « يا مانند تاريكيها » فرمود : اولى( ابابکر لعنة الله علیه ) و رفيقش ( عمر لعنة الله علیه )باشند « موجى او را فرا گرفت » سومى ( عثمان لعنة الله علیه ) است روى آن موجى بود ، « اينها ظلماتى است » آن موج دومى ( لعنة الله علیه ) است « كه برخى زير برخى متراكمند » معاويه لعنه الله و فتنه هاى بنى اميه است « چون كسى دستش را بيرون كند نزديك نيست كه آن را ببيند » حال مؤمن است در تاريكى فتنه بنى اميه ( فجايع بنى اميه بر مؤمنين احاطه كند و آنها را سرگردان نمايد ) « و كسى كه خدا براى او نورى مقرر نفرموده » يعنى امامى از اولاد فاطمه عليها السلام ندارد « هيچ نورى براى او نباشد » روز قيامت امامى نداشته باشد . ( أصول الكافي- الشيخ الكليني رحمة الله علیه ( مترجم : رسولي ) - جلد 1 – صفحه: 279 ) .

 

8 - وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ (الأنبياء الایة: 73 ) و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت میكردند ، و به ايشان انجام دادن كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و دادن زكات را وحى كرديم و آنان پرستندهء ما بودند .

در كافى از حضرت امام صادق عليه السلام روايت كرده فرمود در قرآن و كتاب خدا ذكر دو ائمه شده يكى ائمه حق است چنانچه ميفرمايد وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا و آنها امامان و پيشوايان خلقند به امر و فرمان پروردگار نه به امر و فرمان مردم خلايق را بسوى خدا دعوت نموده و رهبرى فرمايند و امر و حكم الهى را بر هر چيز مقدم بدارند و ديگرى ائمه كفر و باطل است چنانچه ميفرمايد «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ» اينان پيشوايانى باشند كه مردم را بسوى آتش جهنم دعوت نموده و از امر و حكم پروردگار پيروى ننمايند و به ميل و هواى نفسانى و خلاف قرآن و دستور خدا ميان مردم حكم كنند و امر خود را بر فرموده پروردگار مقدم بدارند و اين حديث را شيخ مفيد نيز روايت كرده و از حضرت باقر عليه السلام روايت كرده فرمود مراد از ائمه در آيه امامانى باشند از ذريه حضرت فاطمه عليها السلام و مقصود از أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ چيزهائى است كه بوسيله فرشته روح بر ايشان نازل ميشود . ( تفسير جامع، سید محمد ابراهیم بروجردی جلد ‏4، صفحه : 347 )

 

9 - الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآَتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ( الحج الایة: 41 ) همان كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم ، نماز برپا میدارند و زكات میدهند و به كارهاى پسنديده وامیدارند ، و از كارهاى ناپسند باز میدارند ، و فرجام همهء كارها از آنِ خداست .

در مناقب ابن شهرآشوب از ائمه هدى عليهم السلام مرويست كه قوله تعالى: الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ، هذه فينا اهل البيت نزلت» يعنى اين آيه در شأن ما كه اهل بيت نبوت و رسالتيم نازل شده. و در مجمع البيان از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده كه بعد از خواندن اين آيه فرمودند: «نحن هم» يعنى مائيم مصداق «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ» تا آخر آيه و على بن ابراهيم از حضرت ابى جعفر الباقر عليهما السّلام روايت كرده كه اين آيه در شأن آل محمد و مهدى صاحب الزمان و اصحاب او نازل شده و حق تعالى مهدى و اصحاب او را مالك روى زمين گرداند و بوسيله مهدى و اصحاب او اساس بدعتها و امور باطله از بيخ بركنده شود چنانچه هيچ كس راه بامور باطله نبرد و امر كنند مردم را بمعروف و نهى نمايند از منكر اللهم عجل فرج آل محمد صلوات اللَّه عليه و آله وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ و مر خداى تعالى راست سرانجام كارها و همه چيزها در آخرت باو راجع شوند.

( تفسير شريف لاهيجي،محمد بن علی شریف لاهیجی جلد ‏3، صفحه : 193)

                                                                        

10 - وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آَيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (الحج الایة: 52 ) و پيش از تو [ نيز ] هيچ رسول و پيامبرى را نفرستاديم جز اينكه هر گاه چيزى تلاوت مینمود ، شيطان در تلاوتش القاى [ شبهه ] میكرد . پس خدا آنچه را شيطان القا میكرد محو میگردانيد ، سپس خدا آيات خود را استوار میساخت ، و خدا داناى حكيم است . ( 52 ) لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ (الحج الایة: 53 ) تا آنچه را كه شيطان القا میکند ، براى كسانى كه در دلهايشان بيمارى است و [ نيز ] براى سنگدلان آزمايشى گرداند ، و ستمگران در ستيزه‌اى بس دور و درازند.

محمد بن عباس ذيل آيه وَ الَّذِينَ سَعَوْا فِي آياتِنا مُعاجِزِينَ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ از حضرت موسى بن جعفر عليه السلام روايت كرده فرمود كسانى كه سعى و كوشش در قطع دوستى و ولايت آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مينمودند چهار نفر بودند اولى و دومى و سومى و معاويه ( لعنة الله علیهم اجمعین ) كه تمام آنها اهل دوزخ هستند و نيز از حكم بن عينه در آيه وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ روايت كرده گفت حضرت امام زين العابدين عليه السلام بمن فرمود اى حكم آيا ميدانى امير المؤمنين عليه السلام باستناد كدام آيه از آيات قرآن حوادث مهم را ميدانست و حتى قاتل خود را مى‏شناخت و براى مردم حديث ميفرمود؟ عرض كردم نميدانم اين آيه وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ را قرائت فرمود حضورش عرض كردم آيا امير المؤمنين عليه السلام محدث بودند؟ فرمود بلى هر يك از ما ائمه اهلبيت پيغمبر محدث هستيم و نيز از بريد عجلى روايت كرده گفت از حضرت باقر عليه السلام معناى رسول و محدث را پرسيدم فرمود رسول كسى است كه وحى باو رسيده و فرشته را ديده و وحى بمردم برساند و نبى شخصى است كه در خواب مشاهدتى دارد كه از طرف خداست و محدث كسى است كه بدون ديدن فرشتگان صداى آنها را مى‏شنود كه براى او حديث كرده و در قلب او جايگير شده و در گوش شنونده باقى ميماند                               .

و در محاسن از عبد اله بن ابى يعفور روايت كرده گفت از حضرت امام صادق عليه السلام پرسيدم آيا على امير المؤمنين عليه السلام چيزى را بگوش خود شنيده و بر قلب مباركش ثابت و برقرار ميشد يا خير؟ فرمود بلى آنحضرت محدث بودند چون توضيح بيشترى خواسته و تاكيد در بيان در شرح آن نمودم فرمود در روز جنگ بنى قريظه و بنى نضير جبرئيل طرف راست و ميكائيل در سمت چپ امير المؤمنين عليه السلام بودند و با آن حضرت حديث ميگفتند .                                      

(تفسير جامع، سید محمد ابراهیم بروجردی؛ جلد ‏4، صفحه : 402)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

سایت شما برای نمایش بهتر نیاز به استفاده از کوکی دارد Cookie policy. I accept cookies from this site.Agree