معنی و مفهوم دابه - ایلیا - نمل آیه 82

دابه - ایلیا

وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآَيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ ( سورة النمل الایة : 82 ) و چون قول [ عذاب ] بر ايشان واجب گردد ، جنبنده‌ اى را از زمين براى آنان بيرون مى آوريم كه با ايشان سخن گويد كه : مردم [ چنان كه بايد ] به نشانه‌هاى ما يقين نداشتند .

 

در كافى ذيل آيه فوق از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود : امير المؤمنين عليه السّلام فرموده :  من بفرمان خداوند در روز قيامت قسمت كننده بهشت و جهنم هستم و كسى بدون اجازه من داخل آنها نميشود و من فاروق اكبرم و امام مردمان پيش از خود و بعد از خود ميباشم و احدى بر من سبقت و پيشى نمي گيرد مگر برادرم احمد صلى اللّه عليه و آله وسلم پيغمبر مكرم و رسول خدا و من بر يك طريق و راه هستيم فقط  حضرت را به نام خود و مرا به نام خويش ميخوانند و خداوند از روز الست و اول آفرينش جهانيان علوم منايا و بلايا و وصايا و فصل الخطاب را به من عطا فرموده و من صاحب كرات و دولت تمام دولت‏ها و عصاى موسى هستم و دابه خدا كه با مردم تكلم مينمايد منم.

در حديث قدسى است خداوند به پيغمبرش فرموده اى محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم على علیه السلام اول امامى است كه از مردم براى او عهد و پيمان گرفته شده و آخر شخصى است كه قبض روح ميشود او دابه ‏اى است كه با مردم تكلم ميكند.

محمد بن عباس از اصبغ بن نباته روايت كرده روزى معويه به او گفت اى اصبغ شما شيعيان گمان داريد آن دابه ‏اى كه خداوند در آخر زمان بر مى ‏انگيزد و با مردم تكلم ميكند على بن أبي طالب عليه السّلام است به او گفتم نه تنها ما شيعيان اين عقيده را داريم بلكه يهوديها نيز همين عقيده را دارند معاويه رأس جالوت بزرگ يهوديان را احضار نمود از او پرسش كرد دابة الارض نزد شما كيست گفت مردي است موسوم به ايليا معاويه گفت اى اصبغ ايليا بزبان عبرانى على عليه السّلام است.                       

 ابن بابويه از حضرت امام جفر صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود شخصى به عمار بن ياسر گفت اي عمار در قرآن آيه‏اى است كه مرا بشك انداخته و قلبم را متزلزل نموده عمار گفت كدام آيه تو را چنين پريشان حال ساخته گفت آيه « وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ » مراد از اين دابه چيست ؟ عمار گفت به خدا قسم در روى زمين نخواهم نشست و چيزى نميخورم و نمى‏آشامم تا آنكه او را ببينم و به تو نشان بدهم آنگاه عمار به همراهى شخص مزبور براه افتادند تا چشم عمار به امير المؤمنين عليه السّلام افتاد كه در محلى نشسته و خرما تناول ميفرمود امير المؤمنين علیه السلام عمار را ديده فرمود اي عمار بيا و بنشين و از اين خرما تناول كن عمار پيش رفته و جلوس نموده و بخوردن خرما مشغول شد آن مرد تعجب نموده گفت سبحان اللّه اي عمار مگر تو قسم نخوردى تا ملاقات و ديدن دابه دست از طلب باز نداشته و از خوردن و آشاميدن امتناع نمائى و مرا بسوى او رهبرى نمائى عمار گفت من بقسم خود عمل كرده و او را ديده و بتو هم نشان دادم لكن تو تعقل ننمودى مراد از آن دابه مولايم امير المؤمنين عليه السّلام است كه به حضورش رسيديم.

( تفسير جامع ، مرحوم سید محمد ابراهیم بروجردی جلد ‏5 ، صفحه : 134 ) .

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

سایت شما برای نمایش بهتر نیاز به استفاده از کوکی دارد Cookie policy. I accept cookies from this site.Agree